یک هالو ( دیک ون دیک ) بصورت اتفاقی با گروهی گانگستر خطرناک روبرو میشود و خود را به جای یکی از اعضای گروه جا زده و وارد باند جوزف اسموس ( جی رابینسون ) میشود و ...
یک کارگر ضرابخانه بهطور تصادفی مقداری پول را از بین میبرد و تصمیم میگیرد وارد آن شود و دوباره آن را چاپ کند، اما متوجه میشود که چند شریک ناخواسته دارد...
دو مرد مسلح پس از سرقت از یک بانک ، کارمندی را گروگان می گیرند و به آپارتمان کوچکی منتقل می کنند.گروگان میداند که آنها بلاخره اور را می کشند و او هیچ راهی را برای فرار ندارد و تنها کاری که می تواند انجام دهد این است که پشت ساعت مچی خود کلمه کمک را بنویسد و به گردن یک گربه ببندد.تا اینکه بلاخره یک دختر جوان ساعت مچی را می بیند و ....
سن فرانسيسکو، "سام بيسل" (لمون)، کارمند جزء حسابداري يک آژانس تبليغاتي که با همسر (پروواين) و دو دخترش زندگي ساده و خوشبختي دارد، ناچار مي شود نقش شوهر همسايه شان، "جانت" (اشنايدر) را بازي کند...
» اسمايلر گروگان « ( دورانته) با ماشين از بالاى صخرهاى سقوط می كند و سرنشينان چهار اتومبيل شاهد اين تصادفاند. » اسمايلر « پيش از مرگ به آنان می گويد كه 350 هزار دلار از پولهاى مسروقه اش را زير « W بزرگ « پارك ايالتى ساحل سانتا رزيتا پنهان كرده است. حالا چهار اتومبيل به طور جداگانه به طرف سانتا رزيتا به راه می افتند...