یک مشاور مالی در آستانه کریسمس، عدد 624 را به طور مکرر می بیند. او این را یک اتفاق تصادفی می داند، اما وقتی معنای آن را کشف می کند، عشق را پیدا می کند...
هنگامی که پدر اولیویا، که یک مدلساز است، تصمیم به بازنشستگی از شرکت خانوادگیشان میگیرد، اولیویا خود را شایستهترین فرد برای جانشینی او میداند. با این حال، ورود سایمون با دیدگاههای وسیع و بلندپروازانهاش، نه تنها آرامش و ثبات زندگی اولیویا را به خطر میاندازد، بلکه موقعیت او به عنوان جانشین پدرش را نیز متزلزل میکند.
صاحب کافه ای که همه در آن عاشق می شوند، وقتی نامزدش او را رها می کند، می تواند همه چیز خود را از دست بدهد. او تصمیم می گیرد که او و نامزدش را دوباره به هم برساند، اما در نهایت خودش عاشق او می شود...
ساقدوش حرفه ای کیت جیمز برای کمک به بهترین دوستش در روز عروسی اش هیجان زده است و با برادر خوش تیپ ماکسین مت، که برای عروسی خواهرش در شهر است، آشنا می شود.آیا بین کیت و مت شعله عشق شکل میگیرد؟ ...
تنلی ، باغبانی است که شجاعت ملاقات با جرد بازیگر آنلاین خود را دارد. تنلی در مورد همسرش اشتباه فکر می کند و مجبور می شود دروغ را نزد خانواده جارد و بهترین دوست او ، اورت نگه دارد تا شرکت آنها را نجات دهد...
داستان سریال درباره دختر جوانی است که از بروکلین به شهر کوچک پدرش برگشته، او در طول اقامتش در آنجا، با دنبال کردن حقیقت، به پرونده راکد و بی جوابی بر میخورد که همه، حتی پدرش، سعی دارند دفناش کنند ...
داستان سریال الهام گرفته از فیلم “روانی” آلفرد هیچکاک هست که زندگی “نورمن بیتس” و مادرش “نورما” به تصویر کشیده می شود. داستان از آن جا شروع می شود که نورما یک متل در شهر ساحلی می خرد و …
سریال داستان دختری زیبا به نام مدی است که در کلاهبرداری بسیار چیره دست می باشد و به همان اندازه زیبایی اش، خطرناک است. اما زمانی که ازرا، ریچارد و جولز، قربانیان سابقش تصمیم میگیرند رد او را بزنند و انتقامشان را بگیرند، همه چیز پیچیده می شود. در همین زمان مدی که هدف جدیدش را نشانه گرفته، متوجه یک عشق بالقوه میان خود و هدفش می شود...
سریالی کمدی، به سبک شرلوک هلمزی و پر از شوخی ها و دیوانگی های خنده دار که می تواند ساعت ها شما را سرگرم کند. اگر دنبال سریالی کمدی و جنایی می گردید این سریال را از دست ندهید.شاون اسپنسر که حافظه ی تصویری، غریضه ی کارآگاهی و دقت بسیار بالایی دارد بعد کمک به پلیس برای حل یک پرونده، متهم به شریک جرم بودن می شود. شاون برای این که به زندان نیفتد و راز خود را برملا نکند ادعا می کند که غیبگو است و با عالم ارواح ارتباط دارد و از این راه اطلاعات خود را به دست می آورد. شاون به همراه بهترین دوستش گاس که فروشنده ی دارو و لوازم پزشکی است، دفتر کارآگاه خصوصی غیبگوی Psych را تاسیس می کند و از آن به بعد در حل پرونده های جنایی به پلیس کمک می کند...