داستان در سال 1952 آرکانزاس روی لوک چندلر ده ساله متمرکز است که با پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگش در مزرعه پنبه زندگی می کند. لوک در یک توالی فاجعهبار از وقایع ناشی از شرایط سختی که در آن زندگی میکند، شاهد قتل، عشق، زایمان، سیل ویرانگر و از هم پاشیدن دو خانواده است...
فیلم داستان مرد جوانی است که بدون سیستم ایمنی به دنیا آمده و درون یک حباب پلاستیکی در اتاق خوابش زندگی می کنند. او وقتی متوجه می شود زنی که از دوران کودکی عاشقش بوده قصد دارد در آبشار نیاگارا ازدواج کند، لباسی برای خود ساخته و تصمیم می گیرد او را بدست آورد...
سریال "دفاع از جیکوب" داستان "اندی باربر" (کریس ایوانز)، پدر "جیکوب" و دستیار دادستان منطقه را دنبال میکند که پسر ۱۴ سالهاش متهم به قتل شده و او در حال دست و پنجه نرم کردن با عشق بدون شرطش به پسرش و همچنین تعهد به اجرای قانون است ...
با وقوع کودتای ناگهانی در کشور پاکستان و تسلط ژنرالی زیرک و مکار بر این کشور و تسلیحات اتمی اش، Walter Larson وزیر امورخارجه در اتاق وضعیت اضطراری کاخ سفید، Alex Talbot مامور جزء وزارت خارجه ای که در پاکستان گرفتار شده است و Zeke Tilson خلبان جنگنده ای که به همراه یگان پروازیش بر روی ناوهواپیمابری در دریای سرخ مستقر شده است، هر کدام به دلایلی درگیر ماجرا شده و هریک به شیوه ای قصد دارند تا با مهار بحران مانع از وقوع جنگ جهانی دیگری بشوند...
ریشه اصلی داستان این سریال درباره ی نزاع و جنگ بین خدایان قدیم و خدایان جدید است. خدایانی که قدرتشان نشئت گرفته از اعتقادات مردم میباشد. هر خدایی که تعداد معبودهای بیشتری داشته باشد، قدرتش بیشتر خواهد بود. ماجرای سریال در عصر مدرن روایت میشود. زمانی که پرستش خدایان در حاشیه قرار دارد و عشق به تکنولوژی و مادیات جای آنها را گرفته اند. "شادو/سایه" یک محکوم سابق است که به تازگی از زندان آزاد شده. او با مردی مرموز به نام "ونزدی/چهارشنبه" آشنا میشود، کسی که چیزهای زیادی دربارهی زندگی و گذشته "شادو" میداند. در حقیقت "ونزدی" یک خدای قدیمی قدرتمند می باشد که درصدد است برای انجام ماموریت خود ارتشی بسازد و شکوه گذشتهی خود را دوباره زنده کند...