داستان درباره نجات یک باغ گیاهشناسی قدیمی توسط دو نوجوان به نامهای یوهانکا و ماتیاس است. در این شهر، شهرداری شرور قصد دارد باغ را تخریب و یک مرکز تفریحی بسازد، اما تنها یک ببر آبی میتواند مانع این کار شود.
فیلم داستان ساکنان یک شهر کوچک است.به مدت چند سال “پاوک” مغرور،”اوتیک” احمق شهر را تحمل کرده،غذا و صندلی جلوی کامیون خود را با او سهیم شده است.این زوج که مانند “لورل و هاردی” هستند در قلب این کمدی قرار گرفته و لحظات شادی را در هر موقعیتی به وجود می آورند…