: مردی جوان که از بیماری فراموشی رنج می برد ، می بایست به اعماق خاطرات و ذهنش برود تا بفهمد چه کسی عشق زندگی اش را به ویروسی خطرناک مبتلا کرده است و ...
هر سال بیش از 600000 نفر در ایالات متحده ناپدید می شوند، اما همه موارد مورد توجه قرار نمی گیرند. گابی موزلی و تیم مدیریت بحران او اطمینان حاصل می کنند که همیشه کسی وجود دارد که به دنبال گمشدگان فراموش شده باشد.
دو برادر خون آشام به نام های «استفان» و «دیمن»، که دارای زندگی جاودانه هستند، قرن هاست که میلشان برای نوشیدن خون انسان را مخفی کرده و میان مردم زندگی می کنند. آن ها قبل از اینکه اطرافیان متوجه عدم تغییر سن آن ها شوند، از شهری به شهر دیگر نقل مکان میکنند. اکنون آن دو به شهر ویرجینیا بازگشته اند، همان جایی که به خون آشام تبدیل شدند. استفان پسر شریفی است و خون انسان را به خود ممنوع کرده تا مجبور نباشد کسی را بکشد، اما همواره سعی می کند مراقب اعمال برادر شرورش، دیمن باشد. بعد از آمدن به ویرجینیا، طولی نمی کشد که استفان عاشق یک دختر مدرسه ای بنام «الینا» میشود...
نگاهی کمدی به زن و شوهری که در زندگی روزمره خود با چالش های مختلفی روبرو می شوند در حالی که سعی می کنند با تغییرات خود از دهه بیست تا سی سالگی کنار بیایند.