در اعماق جنگلهای انبوه تایگا، طاعون هاری شیوع پیدا کرده و گرگهای وحشی را به جان انسانها انداخته است. پدری که از جان پسرش بیمناک است، او را در کلبهای شکار پناه میدهد. در همین حال، مردم محلی باید با دو خطر بزرگ دست و پنجه نرم کنند: گله گرگهای هار و شکارچی بیرحمی که در کمین شکار است.
فیلم داستان لوله کشی ساده و صادق است که وقتی متوجه می شود زندگی ساکنان یک خوابگاه بزرگ در خطر سقوط ساختمان قرار دارد در برابر سیستم فاسد دولتی قرار می گیرد...
افسر پلیس "سرگی سوبولوف" در حال رانندگی به سمت بیمارستانی بود که همسرش در حال به دنیا آوردن فرزندانشان بود. او که بسیار خوشحال بود، با سرعت زیاد رانندگی کرده و پسری را که در عرض خیابان عبور می کرد را ندیده و با او تصادف می کند...
داستان این فیلم در اواخر دههی نود میلادی جریان دارد و دربارهی بمباران صربستان و غارت منطقهی کوزوو به وسیله گروههای تحت فرماندهی جنگ سالار آلبانیایی اسموک است و…
شخصیتی خارق العاده و مرموز است، در عین حال او (رودیون مگلین) یک بازرس برجسته است. رودیون به تنهایی کار می کند تا پنهان کاری روش غیر معمول خود را حفظ کند.