یک بازیگر زنِ بلندپرواز و غیرمعمول، با ارادهای راسخ، در پیِ تحققِ رویاهایش در هالیوود است. با این حال، پیش از هر چیز، باید بر بزرگترین سدِ راهِ خود، که همان وجودِ خودِ اوست، فائق آید.
داستان فیلم درباره لاکی لوک (ترنس هیل) و اسب باهوش او (جانی جامپر) در شهر دیزی هست دالتون ها بر اثر خوش اقبالی که بخاطر پر شدن زندانها بود آزاد میشن و از همین رو سبب …
دنیای کاترین از هم میپاشد، وقتی از پلیس میشنود که شوهرش، دونالد، کشته شده است – او در آپارتمان یک روسپی به ضرب گلوله از پا درآمده است! در نظر کاترین، دونالد یک شوهر نمونه بود که مصمم بود از طریق بانکداری سرمایهگذاری آنها را ثروتمند کند. کاترین به دیدار مارلا، آن زن تلفنی، میرود و این دو با هم دوست میشوند. اما طولی نمیکشد که هر دویشان از طرف مردان کثیفی که به دنبال چیزی هستند که دونالد از آنها دزدیده بود، تهدید میشوند.