در اوج جنگ جهانی دوم، گروهی از پناهندگان جوان یهودی به یک اردوگاه اسرای جنگی مخفی در نزدیکی واشنگتن دی سی فرستاده می شوند. پناهندگان به زودی متوجه می شوند که زندانیان جز دانشمندان برتر هیتلر نیستند...
یک ویدیوی ضبط شده، پلیس سفید پوستی را نشان می دهد که یک نوجوان سیاه پوست را از میز مدرسه اش به گوشه ی دیگر پرتاب می کند. در این حین یک زن به دخترک کمک می کند، با افسر مقابله به مثل کند و این خشونت ها را پایان دهد...
سادیسمی ترین قاتل زنجیره ای آمریکا ، قتل عام خود را در سال 1979 توصیف می کند. لارنس بیتاکر ، معروف به قاتل جعبه ابزار ، 40 سال در مورد جنایات خود سکوت کرد ، تا اینکه با بازپرس لورا برند ، که مکالمات او را ضبط می کند ، ملاقات می کند....
از گذرگاه های بازی گرفته تا روزهای سورتمه سواری و درمان سکسکه ، خواهر کوچک کنجکاو کوری کارسون ، کریسی ، خود به تنهایی برای تفریح و ماجراجویی در سراسر شهر سرعت می گیرد!...
محافظ حرفهای لونگ وی ، پس از مرگ همسرش برای یافتن پزشک برای دخترش به خارج از کشور می رود ، اما در عوض شغل جدیدی به عنوان آزمایش کننده واقعیت مجازی پیدا می کند ...
"تا ندیدم باور نمی کردم". یک تابلو روی دیوار این را می گوید ، در حالی که صد پناهنده پس از چهار روز سفر با یک کامیون بدون هوا به مرکز جمع آوری Endabaguna در منطقه Tigray در اتیوپی می رسند. چرا مردم فرار می کنند؟...
ساليانه پيش صلح و آرامش توسط کنشيرو به سرزمينها بازگشته بود . امّا او حالا رفته است , و فقط افسانه ايي از او باقيست .پس از گذشت زمان , اختلافاتِ طبقاتي باعث آغازِ دوراني جديد از هرج و مرج و خشونت شده است , حکومتِ ظالمِ روي کار آمده , جنگجوياني مهيب از "گنتو کوئوکن" , يعني محافظانِ ستارۀ امپراتور هستند .لين و بارت بزرگ شده اند و نيروهاي مقاومتي با نامِ "لشکرِ هوکتو" را هدايت ميکنند , در همين زمان که شرايط به سخت ترين شکل ممکن در آمده , کنشيرو باري ديگر بر ميگردد !
در آيندهاي اتمي زده ، نژاد انسان چندين برابر پسرفت ميکند. مردمان عادي به برده تبديل ميشوند، در حالي که غولهاي ژنتيکي بر دنيا فرمانروايي ميکنند . باروت اسلحهها به تاريخ پيوسته و هنرهاي رزمي تنها سلاحيست که انسان ميتواند داشته باشد. دو مدرسه در جنگي بر سر قلمرو روبهروي يکديگر قرار ميگيرند : "هوکوتو" و "نانتو". کنشيرو جانشين حقيقي مدرسه "هوکوتو" و "شين" جانشين "نانتو". "شين" دوست "کن"، "يوريا" را ميدزدد و "کن" دنبال او ميگردد. "کنشيرو" در ميان خرابههاي جنگ اتمي براي نجات "يوريا" سفر ميکند. در حين جلو رفتن داستان، با شش استاد اعظم مدرسهي "نانتو سيکن" و سه برادر ناتني "کنشيرو" که هنر "هوکوتو شينکن" را آموزش ديدهاند آشنا ميشود. سرانجام، حريف نهايي "کنشيرو" کسي نيست جز برادر بزرگ او، "رائوه"، جنگجويي که قصد فتح دنيا را دارد و "کنشيرو" را به عنوان جانشين شايسته قبول ندارد.
ساترو فوجینوما یک مانگاکای 29 ساله است که بعد از شروع به کار کردنش تلاش می کند تا اسمی در کند. ولی این تنها دغدغه ساترو در زندگی اش نبود او یک قابلیت فراطبیعی خاص هم دارد که به اجبار به زمان قبل از وقوع یک حادثه فاجعه آمیز یا مرگ فرستاده می شود تا آنقدر زمان را تکرار کند که از حادثه جلوگیری شود. یک روز او درگیر حادثه ای می شود که برای او به عنوان قاتل پاپوش درست می کنند. ساترو برای نجات قربانی ( مقتول ) خودش را به گذشته می فرستد و به زمانی می رسد که در مدرسه ابتدایی بوده درست یک ماه قبل از ناپدید شدن همکلاسیش ، کایو هینازوکی. ساترو حالا باید کایو را پیدا کند و راز ناپدید شدنش را کشف کند.
در سرزمینی که توسط هرج و مرج ویران شده است، اربابان که دارای مهرهای مقدسی هستند که می توانند هرج و مرج را آرام کنند، باید از مردم محافظت کنند. اما آنها به جای این کار، شروع به جنگ با یکدیگر می کنند تا بر یکدیگر تسلط یابند. شیروکا، جادوگری منزوی که از این وضعیت بیزار است، و تئو، شوالیه ای که برای آزادسازی زادگاهش تلاش می کند، با هم متحد می شوند تا این قاره را از شر جنگ و هرج و مرج نجات دهند.
چوی کیونگ سو (Jang Dong gun) یک وکیل افسانه ای در یکی از بهترین شرکت های حقوقی کره جنوبی است. چوی دارای کاریزما و ظاهری جذاب است. او گو یئون وو (Park Hyung Shik) را به عنوان وکیل تازه کار برای شرکت حقوقی استخدام می کند ، اگر چه گو یئون مدرک دانشگاهی ندارد. او دارای حافظه تصویری عالی است. این سریال بازسازی سریال Suits آمریکا است که در سال ۲۰۱۱ پخش شد.
سریال داستان دختری زیبا به نام مدی است که در کلاهبرداری بسیار چیره دست می باشد و به همان اندازه زیبایی اش، خطرناک است. اما زمانی که ازرا، ریچارد و جولز، قربانیان سابقش تصمیم میگیرند رد او را بزنند و انتقامشان را بگیرند، همه چیز پیچیده می شود. در همین زمان مدی که هدف جدیدش را نشانه گرفته، متوجه یک عشق بالقوه میان خود و هدفش می شود...
این دراما درباره زندگی فضاحت بار یه گروه ۴ نفره از دخترا که با هم دوستن اتفاق میفته که هرکدومشون قصد دارن تا خودشون رو بشناسن و این شجاعت رو داشتن که یه سفر جسورانه رو باهم شروع کنن. بعد از فوت همسر جان سه یون دریک تصادف، اون با دخترش زندگی می کنه. اون تماسهایی دریافت می کنه و اتفاقات عجیبی دراطرافش شروع به رخ دادن می کنن. این سریال درباره ۴ زن شامل جان سه یون، کیم اون سو ، هان جانگ ون و دوهوا یونگ اتفاق میفته
مناظر طبیعی و حیات وحش سرزمین پهناور چین تا کنون از دید دوربین های عکاسان طبیعت به دور بوده است. این مجموعه که سرشار است از صحنه ها، مناظر و اکتشافات تکان دهنده توسط تیم پرآوازه ی تاریخ طبیعی بی بی سی تولید شده است. از قله های درخشان هیمالایا تا آب های خروشان دریای جنوب چین، این کشور پهناور و زیبا مجموعه ی وسیع و بی نظیری از مناظر طبیعی را در خود جای داده است.
سال 1973 در رم، جوانترین وارث غول نفتی ایتالیا توسط مافیا ایتالیا دزدیده می شود تا در ازای آزادیش، باج خواهی کنند. اما در کمال تعجب و به دلایل نامعلوم خانواده او هیچ میلی به بازگشت او ندارند و...
"کامرون بلک" یکی از بهترین شعبده بازهای دنیا است یا حداقل این چیزی است که قبل از نابود شدن کارش، بین مردم با این عنوان شناخته می شد. بدتر از آن این است که "کامرون" دلایل خوبی دارد برای اینکه ثابت کند هیچ یک از اتفاقات تصادفی نیست و …
سریال داستان یک مهمانی شبانه فارق التحصیلان را نشان میدهد که در مکانی گیر افتاده اند و هر کاری انجام میدهند تا رویاهای دبیرستانی آنها به واقعیت بپیوندد و …
یون جین آه یه زن مجرد سی ساله است. اون به عنوان سرپرست در یک شرکت قهوه کار می کنه.اون آدم بی خیالیه اما از درون احساس تهی بودن می کنه. سئو جون هی برادر کوچیکتر بهترین دوستش سئوکیونگ سانه. بعد از تموم کردن کارش در خارج ازکشور به کره برگشته.برای یون جین آه اگرچه اون فقط یه بچه به نظر می رسید، اما حالا براش آدم متفاوتیه.
جانگ گیون سوک در این سریال دو نقش خواهد داشت یکی نقش “سا دو چان” نابغهای که بعد از شکست خوردن در زمینه دادستانی به یک کلاهبردار تبدیل شده و یکی نقش “بک جون سو” دادستانی که قانون رو با ریزترین جزئیات دنبال میکنه…
این سریال داستان شخصی سی ساله به نام "الکس" را روایت می کند که با داشتن همسر و دو فرزند یکباره تصمیم عجیبی می گیرد. از کار خوبش استعفا داده و ناگهان می خواهد وارد بیزینس شود ولی...
داستان درباره ی گروهی از فیزیوتراپیستها، پرستارها، رادیولوژیستها و کارآموزان است. یه جائه ووک فیزیوتراپه و توی همین زمینه هم تدریس میکنه. اون شروع به فعالیت به عنوان رهبر تیم توی یه بیمارستان میکنه. وو بویونگ برای سه سال به عنوان یه فیزیوتراپ کار کرده. اون میخواسته شاعر بشه اما بخاطر شرایط خانوادگی ضعیفش، فیزیوتراپی خونده. شین مینهو کارآموزه، اما نمره هاش به اندازه ی کافی برای مدرسه ی پزشکی خوب نیست و پدر مادرش هر دو پزشکن مجبورش میکنن فیزیوتراپی بخونه.