بعد از فرار از کره شمالی، "لو کیوان" برای به دست آوردن وضعیت پناهندگی در بلژیک تلاش میکند. در این میان، او با زنی غمگین و ناامید آشنا می شود که تمام امید خود را از دست داده است...
یک آدمکش مزدور که حالا بازنشسته شده توسط عده ای متهم به قتل یک تاجر بزرگ می شود. همراه با او پزشکی ساده است که تقلا می کند زن باردارش را نجات دهد و این دو حالا همراه با هم یک تعقیب و گریز ۳۶ ساعته خطرناک را آغاز می کنند...
داستان بازمیگردد به سلسله ی چوسون و توطئه هایی که برای ترور شاه جئونگ جو چیده می شود. امپراتور جئونگ جو به امپراتور بدشانس هم معروف است زیرا همیشه هدفی برای قاتلین بوده است...
سو یون (Park Shin-Hye) و یون سوک (Jun Jong-Seo) به طور اتفاقی از طریق یک تماس و تلفنی قدیمی با یکدیگر آشنا میشوند. سو یون متوجه میشود که یون سوک نیز در همین خانه زندگی میکند اما 20 سال زمانی از هم فاصله دارند. مدتی بعد این دو تصمیم میگیرند انتخابی کوچک انجام دهند که در نتیجه آن زندگی آنها تغییر میکند…
هان گِئومجو، که خودش را فردی منطقی در نوشیدن الکل میدانست، با تشخیص وابستگی به الکل مواجه میشود و بالاخره تصمیم میگیرد ترک کند. در مسیر ترک اعتیادش، با سو اویجون، دوست مهربان دوران دبیرستانش که حالا سرد و بیاحساس شده، روبهرو میشود. برخورد بیتفاوت اویجون با وابستگی گئومجو به الکل باعث میشود گئومجو بهدنبال کشف علت تغییر رفتار اویجون برود.
کارآگاه ی دختر 15 ساله خود را در یک تصادف رانندگی از دست داد و همسرش کمی بعد جان باخت. او سپس به جستجوی حقیقت مربوط به مرگ دخترش میپردازد و میفهمد که این حقیقت به یک توطئه گره خورده است.
پس از ساعتهای طولانی و خستهکننده غوطهوری در تحقیقات جنایی سخت، کارآگاه ارشد چوی یانگ جین (کیم هی ای) باید با وحشتهای خاص بزرگ کردن دخترش "ها اون" به تنهایی روبرو شود. به هر طریقی که به آن نگاه کنید، یانگ جین کار سختی در پیش دارد، دنیای حرفهای و شخصی او به زودی به طرز فاجعهبار با یکدیگر تلاقی میکنند.
سندرم یک درام هیجانی پزشکی است که در بخش جراحی مغز و اعصاب رخ میدهد. یک خانواده از جراحان با روابط پیچیده در بالای سلسله مراتب بیمارستان قرار دارند، با پسر چا یئو ووک که تصمیم میگیرد به دنبال پای پدر و مادرش برود و جراح مغز و اعصاب شود. لی هائه جو (Han Hye Jin) یک دستیار با استعداد است که علیرغم زمینه کمتر امتیازی از چا یئو ووک (Song Chang Ui)، به بخش ملحق میشود و این دو دوستی جدالآمیز را توسعه میدهند در حالی که دکتر اسرارآمیز کانگ اون هیون (Park Gun Hyung) نیز به هائه جو علاقهمند است.
داستان سریال درباره یک دارنده مدال طلای المپیک است که به عنوان وزیر وزارت فرهنگ، ورزش و گردشگری منصوب شده و با ماجرای ربوده شدن همسرش که منتقد سیاسی است مواجه است.
در جریان مبارزات قدرت رقابتی میزبانان تلویزیون برای خرید خانه، سه میزبان با آرزوهای شدید برای رسیدن به موفقیت و کسب شهرت در زمینه صنعت با یکدیگر رقابت می کنند. در میان آنها هیون است که حرفه ای عادی و معمولی دارد. از آنجا که او به عنوان Ok-sun درخشش زیادی ندارد، در اضطراب فرو میرود و ...
ته کیونگ بهمراه کانگ ان یو و شین یو گروهی معروف به نام ای ان جل هستند که طرفداران زیادی در کره دارند این گروه جدید قصد دارند به تازگی یک عضو جدید به گروه خودشان اضافه کنند . این عضو جدید گو می نام برادر گو می نیو دختر راهبه ای است که در کلیسایی مشغول آموزش برای راهبه شدن می باشد . گو می نام و گی می نیو دو قلو هستند و هر دو بسیار بهم شبیه هستند بدلیل مشکلی که برای گو می نام بوجود میاد گو می نیو خودشو جای یک پسر و جای برادرش جا میزنه تا زحمات برادرش هدر نره اون باید یک ماه نقش یک مرد رو بازی کنه حالا شما در نظر بگیرید یک راهبه که تا الان به چه شکل زندگی می کرده ناگهان تصمیم بگیره بجای برادرش در یک گروه پاپ کره ای در حالی که همه فکر میکنند اون یک مرده یک ماه دووم بیاره…
نام شین (سئو کانگ جون) پسر یه خانواده مایهدار از یه شرکت بزرگیه. بعد یه تصادف غیرمنتظره به کما میره. مادرش (کیم سونگ رونگ) با علوم مغز و هوش مصنوعی یه اندرویدی به اسم نام شین تری درست میکنه که کپی برابر اصل پسرشه. اندروید وانمود میکنه که نام شینه و….
در دوره ی سلسله ی جوسئون ، ریانگ در روز به عنوان یک گانگستر بی فایده در بازار فعالیت میکرد اما در شب او یه دزد جوانمرد است کسی که از دولتمردان فاسد صاحب منصب دزدی میکرد تا به فقیران بدهد. شهروندان فقیر فقط اون رو به عنوان « ایل جی مائه » می شناختند. بونگ سون دختری خنده دار است که دارای هنر جنگی خوبی است و به عنوان یک کلاه بردار زندگی می کند. . او فقط عاشق ریانگ است و حاضر است جان خود را برای او بدهد. یون چئه دختر یک دولتمرد صاحب منصب است و ذات خوبی دارد و به مردم بدبخت کمک می کند. او ایل جی مائه رو یک بار با شانس دید و داستان خوشعشق آنها آغاز شد. هر چند، او ایل جی مائه رو در موقعیت خطرناکی قرار میدهد چون یک افسر گارد سلطنتی نیز او را دوست دارد.