یک بوکسور جوان و امیدوار به لطف دوستش، ماتئو، از یک تصادف مرگبار جان سالم به در میبرد. پس از بهبودی، دردی اسرارآمیز شروع به آزار دادن او میکند و آینده بوکس او را در دنیایی که ضعف در آن تحمل نمیشود، به خطر میاندازد.
سه دوست که توسط ایو (به دلیل مظنون بودن به دست داشتن در ناپدید شدن خواهرش) در جنگل به زمین بسته شدهاند، با تهدید مرگ مواجه هستند. ایو زیر آنها بامبوی سریعالرشد کاشته و به آنان فرصت داده است که تا پایان روز، یا اعتراف کنند و یا با فرورفتن بامبو در بدنشان کشته شوند.
بعد از فرار از کره شمالی، "لو کیوان" برای به دست آوردن وضعیت پناهندگی در بلژیک تلاش میکند. در این میان، او با زنی غمگین و ناامید آشنا می شود که تمام امید خود را از دست داده است...