داستانی ترسناک دربارهی سونگ-هی، مادری تنها که مشغول کار و تربیت فرزندش است. او برای مراقبت از دختر خردسالش، در سرتاسر خانه دوربینهای مداربسته نصب میکند، اما پس از این کار، وقایع ناگواری آغاز میشوند...
"بی گناهی اسکارلت" بر پایه داستانهای کلاسیک کــره ای" Shimcheongjeon" ساخته شده است. این یک نسخه مدرن از داستان است که به طــور کامل وارونه است، عشق پرشور و ممنوعه ایی بین پروفسور "حک کیو" و "دوک یی" دختر جوانی که 20 ساله است...
فیلم از سه قسمت تشکیل شده است.قسمت اول درباره رباتی است که زنده شده واتفاقاتی که بعد از این اتفاق به وقوع می پیوندد.قسمت دوم از دید پسری استکه تبدیل به زامبی شده است.و قسمت سوم بازسازی کتاب “هدیه کریسمس” است…
در طول سلسله چوسان کره، یک بازپرس امپراتوری (چا سونگ وون) یک سری قتلهای وحشتناک را بررسی میکند که ممکن است به اعدام یک کمیسر مظنون کاتولیک رومی و خانوادهاش هفت سال قبل مرتبط باشد...
هوانگ شی موک در بچگی جراحی مغزی داشته است، که باعث شده احساسات خودش را از دست بدهد. اکنون به عنوان دادستان کار میکند.او تنها به چیزهای معقول باور دارد، ولی سرد و تنها است. او همچنین یکی از تنها دادستانهایی است که درگیر فساد نشده است، یک روز جسدی جلوی وی پیدا میشود. او با ستوان پلیس، هان یو جین در صحنه جرم ملاقات میکند. آنها با یکدیگر کار میکنند تا فساد را در اداره دادستانی از بین ببرند و یک پرونده قتل زنجیرهای را حل کنند.
داستان سریال در سال 1987 زمانی که کره جنوبی توسط حکومت دیکتاتور اداره می شد، می گذرد. ایم سو هو و اون یونگ رو هر دو دانشجو میباشند. روزی سو هو، غرق در خون، به ناچار به خوابگاه دخترانهای پناه می برد. در آنجا یونگ رو علیرغم خطر زیاد تصمیم میگیرد به او کمک کند…
این سریال در مورد ساکنین یک مجتمع به اسم رویال هیل می باشد که فقط افراد برتر کره در آن زندگی میکنند. باک سو هیون (Ji Jin Hee) یک مجری محبوب و مورد احترام است که وقتی چیزی جلوی دوربین می گوید، بینندگان آن را حقیقت می دانند. اما او روی دیگری هم دارد که وقتی چیزی را بخواهد به هر طریقی باید بدستش آورد…
تالار شهر داستانی است که در ژانر کمدی عاشقانه به مسائل سیاسی می پردازد و در مورد وقایعی است که بین یک شهردار زن جوان و یک مقام دولتی نخبه اتفاق می افتد. “جو گوک” یک مقام دولتی بسیار زیرک است. او به سرعت دوره ی عالی خدمات اجتماعی را پشت سر می گذارد و یک مرد تمام عیار است. اما جانشین شهردار بودن برای او کافی نیست و با رویای رئیس جمهور کره جنوبی شدن زندگی می کند. او باید به آسانی سریعا به اوج می رسید اما به خاطر یک حادثه ی غیر مترقبه به عنوان جانشین شهردار به یک شهرک ایالتی کوچک به نام “اینجو سیتی” که “شین می رائه” در آنجا کار می کند، اعزام می شود. “شین می رائه” یک منشی رده پایین در “اینجو” است، اما به امید اینکه جوان ترین شهردار شهر باشد کار می کند. آنها هنگام ملاقات یکدیگر، اجبارا درگیر مسائل شخصی و اختلافات اجتماعی هم می شوند.
در یک آپارتمان ساکنانی از پزشکان، قضات، اساتید و دادستان به همراه همسران خود زندگی میکنند. این مادران بلند پرواز سعی دارند خانواده آنها بهترین باشند و فرزندانشان را در بهترین دانشگاه ها پذیرش کنند و به نوعی آنها را تبدیل به شاهزاده کنند…
“چا سان هی” خانه دار و “چا دو هه” یه مهماندار هواپیماست این دو خواهر دوقلو هستن و برخلاف ظاهرشون شخصیت کاملا متفاوتی از هم دارن. بعد از اینکه برای “چا دو هه” مشکلی پیش میاد، “چا سان هی” مجبور میشه خودش رو جای خواهرش جا بزنه و تظاهر کنه که یه مهماندار هواپیماست…