این اجرا، اولین اجرای زنده مشترک برایان و راجر اینو است که در آن، آهنگهایی از تمام دورانهای مختلف و متنوع فعالیت حرفهای هر دو هنرمند به نمایش گذاشته میشود.
این مستند دو اسکی باز مشهور به نام های هایتز و آنتاماتن را دنبال میکند که به رشتهکوههای مرتفع دنیا سفر میکنند تا پرچم متمایز خود را بر فراز قلههای مرتفع قرار دهند...
کاسیوس ایکس یک دوره از تاریخ اغلب نادیده گرفته شده را در کانون توجه قرار می دهد - دوره ای که کاسیوس کلی راه خود را برای رسیدن به رویای همیشگی خود برای قهرمان شدن در وزن سنگین وزن می دید ...
دلتای بخارست مکانی تاریخی و باشکوه است که در طول زمان نقشهای مختلفی را ایفا کرده است. این مکان اکنون به یک «فضای فیلم» تبدیل شده است که در آن داستانهای مختلف و زندگیهای موازی به تصویر کشیده میشوند...
داستان آخرین فصل فوقالعاده زندگی فردی مرکوری و اینکه چگونه کوئین پس از مرگ او بر اثر ایدز، یکی از بزرگترین کنسرتهای تاریخ، کنسرت ادای احترام فردی مرکوری را در استادیوم ومبلی، برای جشن گرفتن زندگیاش و به چالش کشیدن پیش داوریهای مربوط به ایدز برپا کرد...
یک راننده تاکسی، یک صاحب چایخانه و یک روزنامه نگار بیکار در حومه شهر آنکارا زندگی می کنند. هنگامی که راننده داستان های مبهم و غیرقانونی مسافرانش را برای دوستانش تعریف می کند، دوربینی برای ضبط مسافران نصب می کنند...
این مستند در مورد کشور وابسته به بالتیک لیتوانی از سال 1989 تا 1991 است ، زمانی که از اتحاد جماهیر شوروی جدا شد. این دوره از تظاهرات مسالمت آمیز که شامل آوازهای فراوان بود به «انقلاب آوازخوانی» معروف شد...
اشلی بانجو در این مستند، تاریخ بریتانیا و واکنشهای منفی به رقص خود در برنامه "استعدادهای درخشان بریتانیا" را با دیدار از حامیان و منتقدانش بررسی میکند.
فیلم "من سعی کردم به تو بگویم" یک فیلم جادهای گروه موسیقی سینتاتین است که توسط آلستر مککللان کارگردانی شده است. این فیلم همراه با اولین آلبوم نمونهمحور گروه منتشر شده است...
یک نسل پیش، بزرگترین رقابت ورزش های موتوری متولد شد. رقابتی که جهان را مجذوب خود کرد. نیکی لائودا و جیمز هانت افسانه هستند، اکنون، یک نسل بعد، زندگی پسرانشان فردی و ماتیاس را دنبال می کنیم که آنها نیز رو در روی هم قرار می گیرند.
یک خانواده آمریکایی یک سفر جاده ای آخرالزمانی را در غرب ایالات متحده انجام می دهند. تعطیلات تابستانی کمپینگ، مینی گلف، شنا، و بیسبال، در مناظری که با نابودی، نسل کشی، و جنگ حک شده است...
یک گروه از جوانان در حال تست بازیگری برای نقش نیکولای چائوشسکو، رهبر کمونیست سابق رومانی هستند. این تستها، تصویری از این نسل جوان و نگاهی به میراث چائوشسکو ارائه میدهند...
چو لوی ژیانگ (دیلان کو) یک تازه وارد دائم الخمر به قلمرویی است که توسط رزمی کاران جادوگر تحت سلطه است. او یک رزمیکار فوقالعاده و مستعد است و آرزو دارد که تبدیل به یک دزد با فضیلت شود و ثروتمندان را غارت کند تا ثروتشان را بین فقرا، هم در خشکی و هم در دریا توزیع کند...
پارک مو یول(لی دونگ ووک) بازیکن بیسبال و ستاره تیم Red Dreamers هست که به خاطر مهارت و همچنین اخلاق گندش مشهوره. از طرفی یو یون جه(لی شی یونگ) یه هوادار قدیمی تیم Blue Seagulls که رقییب Red Dreamers هست میباشد. “یو یون جه” که قبلا جودوکار بوده حالا طی یکسری اتفاقات باید بادیگارد “پارک مو یول” بشه…
هی ته (اوم ته وونگ) با همسر آیندش ایل ری ( لی شی یونگ) زمانی آشنا میشه که به عنوان معلم زیست شناسی توی یه دبیرستان دخترونه تدریس میکنه. حالا پس از گذشت چند سال،هی ته محقق شیلات ئه و یه زندگی کاملاً معمولی داره. یه روز میفهمه که زنش داره با یه آقای نجار خوشگل خوشتیپ ( لی سو هیوک ) بهش خیانت میکنه اولش از شدت عصبانیت از خود بیخود میشه ولی تصمیم میگیره که به هر قیمتی شده، زن و زندگیش رو حفظ کنه!
این سریال داستان ماجراجوییهای خطرناک و همچنین پر از بدبختی یک پرنسس به نام بین را دنبال میکند. او در این ماجراجویی تنها نبوده و قرار است یک الف خوب و چابک و یک موجود عجیب همراهش باشند. در طی این مسیر پر مانع، این سه دوست عجیب و غریب قرار است با غولهای بزرگ، روحها، ترولها، شیرماهیها و بسیاری از موجودات ترسناک دیگر روبرو شوند و…
یوک دونگ جو نویسنده ای مشتاق است که آرزوی بلندپروازانه ای دارد که روزی به نویسنده ای پرفروش تبدیل شود. یک عاشقانه ناهماهنگ زمانی شروع می شود که یک پسر ناشناس مرموز به نام کانگ سان وارد زندگی او می شود. کانگ سان دچار فراموشی است و حتی نمی تواند نام خود را به خاطر بیاورد، اما توانایی ویژه ای برای شنیدن قلب دیگران دارد.
پسری 16 ساله به نام “یوشی اینابا” که به تازگی پدر و مادر خود را از دست داده است به خانه جدیدی نقل مکان می کند. اما طولی نمی کشد که اینابا متوجه می شود آن خانه پر از موجوداتی ماوراطبیعه و غیرعادی است. موجوداتی مانند ارواح، یوکای و مونونوکه. و حال باید زندگی خود را در کنار آن موجودات سر کند.
هوانگ شی موک در بچگی جراحی مغزی داشته است، که باعث شده احساسات خودش را از دست بدهد. اکنون به عنوان دادستان کار میکند.او تنها به چیزهای معقول باور دارد، ولی سرد و تنها است. او همچنین یکی از تنها دادستانهایی است که درگیر فساد نشده است، یک روز جسدی جلوی وی پیدا میشود. او با ستوان پلیس، هان یو جین در صحنه جرم ملاقات میکند. آنها با یکدیگر کار میکنند تا فساد را در اداره دادستانی از بین ببرند و یک پرونده قتل زنجیرهای را حل کنند.
داستان در آیندهای تاریک بعد از نابودی قسمت عمده نسل بشر به واسطه یک فاجعه اتمی آغاز میشود. انسانها به دلیل تغییرات بیولوژیکی حاصل از بمبهای اتمی در شهرهایی زندگی میکنند که توسط حبابهایی برای محافظت احاطه شده است، در این جامعه منظم، انسانها در کنار یکدیگر زندگی میکنند و البته روباتهایی با نام AutoReivs به انسانها جهت رفاه بیشتر کمک میکنند. اما اوضاع همیشه آرام نیست و یکسری از روباتهایی که توسط ویروسی با نام Cogito آلوده شدند شروع به قتلهایی در این محیط آرام و حساس میکنند. در اینجاست خانم کاراگاهی با نام Re-l Mayer به همراه روبات دستیارش با نام ایگی شروع به تحقیقات در مورد پیدا کردن منشا این قتلها میکنند، داستان با اضافه شدن وینسنت مهاجری از شهر مسکو که او هم الان زیر حبابی قرار داره و بار گذشته ای محنت بار را به دوش میکشد پیچیده تر میشود، از طرف دیگه بزرگان شهر بر روی طراحی یک شبه انسان با نام Proxy کار میکنند که به نظر آنها راه نجات نسل بشر از مشکلات پیش رو است...
اتفاقات در ~After Story~ بلافاصله بعد از فارق التحصیلی تومویا از دبیرستان اتفاق می افتند. بعد از اعلام عشقش به ناگیسا آنها روابط بسیار نزدیکی را با هم شروع می کنند. اما ناگیسا رازی را از تومویا پنهان می کند و این راز زندگی هر دوی آنها را تغییر خواهد داد.
تومویا اُکازاکی دانش آموز سال سوم دبیرستان و خسته از زندگی است. وقتی کوچک بود، مادرش بر اثر تصادف با ماشین جان خود را از دست میدهد و به همین دلیل پدرش به سیگار و الکل رو می آورد و همین باعث دعواهای مکرر بین تومویا و پدرش میشود تا این که در یکی از این دعواها ، تومویا شانه اش آسیب میبیند. از آن به بعد رابطه ی بین او و پدرش دورتر و دورتر میشود. روزی وقتی در حال بازگشت به خانه بود با دختر ِعجیبی به اسم ناگیسا فوروکاوا ؛ که یک سال از او بزرگ تر است ملاقات میکند. مریضی ِناگیسا باعث تنها شدن او و ترک دوستانش میشود. این دو شروع به گذراندن وقت با یکدیگر میکنند و کم کم؛ با گذشت زمان، تومویا احساس میکند زندگی ِخسته کننده ی گذشته اش دارد مسیر تازه ای به خود میگیرد.
فوتابا یوشیوکا در دوران مدرسهی متوسطه توسط همکلاسیهای دخترش به خاطر خیلی محبوب بودن در بین پسرها، تحقیر شد و از این رو در دوران دبیرستان سعی کرد با رفتارهای نامناسب، از تکرار چنین وضعیتی جلوگیری کند.
کلاس ترور ( Assassination Classroom ) ، یک داستان طنز آمیز در مورد کلاسی که می خوان معلمشون رو بکشند. معلم اونها یک هشت پا عجیب و غریبه که به تازگی ماه رو نابود کرده و قراره که زمین رو هم نابود کنه مگه اینکه یکی از دانش آموزاش بتونه اون رو بکشه یا از بین ببره . چه چیزی باعث میشه تا اون بهترین معلمی باشه که دانش آموزاش تا حالا داشتند؟