در قرن ۲۱ به سر می بریم، اما خدایان کوه المپ و دیوهای بسیار از صفحات کتاب اسطوره های یونان پا به دنیای ما می گذارند. پرسی جکسون دانش آموزی دبیرستانی است که با این خدایان اسطوره ایی مواجه می شود. آذرخش زئوس, خدای خدایان, دزدیده شده و پرسی مظنون اصلی است. از سوی دیگر مادر پرسی نیز ناپدید شده است. پرسی و دوستانش سفری ماجراجویانه را برای یافتن مادرش و پیدا کردن دزد اصلی آذرخش آغاز می کنند.آنها مادر پرسی را نجات می دهند و رازی قدرتمندتر از خدایان را فاش می سازند …
خداوند (فريمن) بر «اوان باکستر» (کارل)، نماينده ي کنگره ي امريکا ظاهر مي شود و به او فرمان مي دهد که براي آمادگي در مقابل سيلي عظيم که در پيش است يک کشتي بزرگ بسازد...
پسر پوسیدون و دوستانش برای یافتن پشم زرین افسانه ای راهی دریای هیولاها می شوند و در عین حال سعی می کنند تا مانع از دست یافتن ارواح خبیث به پشم زرین شوند و …
«شرمن کلامپ» (مورفی)، استاد دانشگاه و محقق زیست شیمی، به طرز وحشتناکی چاق است. او پس از این که دل باخته ی یکی از هم کارانش به نام «کارلاپرتی» (پینکت اسمیت) می شود تصمیم می گیرد یک داروی لاغری جدید را روی خودش امتحان کند. اما بر اثر مصرف این دارو، «شرمن» تبدیل به مردی خودپسند و چشم چران می شود...
دکتر "جان دولیتل" دنیا را در دستان خود دارد.همسر زیبا و دختران قابل تحسین از یک طرف و شغلی که بهتر از این نمی تواند باشد.یک شب که او نزدیک بود با اتومبیلش سگی را زیر بگیرد سگ فریاد می زند "احمق" و ناپدید می شود.از آن به بعد قابلیت دوران کودکی او یعنی صحبت با حیوانات باز می گردد…
سام دختر ۱۶ ساله ای است که پدرش مرده و او بهمراه مادرخوانده و دو دخترش زندگی می کند. مادرخوانده سام زن بدجنس و بی رحمی است و او را مجبور کرده که در اتاق زیر شیروانی زندگی کند. او که دختر تنهایی است، به سراغ اینترنت رفته و شروع به چت کردن می کند. سام قرار ملاقاتی با بهترین دوست اینترنتی اش که تاکنون او را ندیده می گذارد و آنها تصمیم می گیرند در مجلس رقص هالووین همدیگر را ملاقات کنند...
گارفیلد گربه ای خودخواه ، تنبل و غرغرو است که در خانه صاحبش جان زندگی بی دغدغه ای را سپری می کند . اما پس از آنکه جان سگی به اسم اودی را به خانه می آورد آرامش گارفیلد بهم می ریزد . گارفیلد اصلاً از این تازه وارد خوشش نمی آید و شروع به حسادت کردن و آزار او می کند و عاقبت این اعمال و رفتار خودپسندانه گارفیلد باعث می شود اودی از خانه بیرون رفته و در شهر گم شود . گارفیلد که از گم شدن اودی احساس گناه می کند تصمیم می گیرد تا شهر را جستجو کرده و او را به خانه بر گرداند . از طرف دیگر اودی در چنگ یک برنامه ساز تلویزیونی اسیر شده و جان و دوست دخترش لیز نیز در پی یافتن او هستند . گارفیلد نیز می کوشد تا هر طور شده اودی را پیدا کند ...