این داستان، با روایتی امیدبخش و ساختاری نوآورانه، سه بخش مهم از زندگی یک مرد عادی به نام چارلز کرانتز را به تصویر میکشد.
مرد انگلیسی دلزدهای در سال 1976 برای کار در مدرسهای واقع در آرژانتینِ دچار تفرقه راهی این کشور میشود. زندگی او زمانی دستخوش تحول میگردد که یک پنگوئن یتیم را از ساحل نجات میدهد.
ژاژا کوردا، بازرگان ثروتمند، تنها دخترش را که یک راهبه است، به عنوان تنها وارث املاکش تعیین میکند. کوردا که در آستانه آغاز سرمایهگذاری جدیدی است، به همراه دخترش به زودی هدف دسیسهچینی سرمایهداران جاهطلب، تروریستهای خارجی و آدمکشهای مصمم قرار میگیرند.
گروهی از نیروهای ویژه دریایی در ماموریتی خطرناک در رمادی عراق شرکت میکنند و خاطرات آنها، هرج و مرج و برادری دوران جنگ را بازگو میکند.
کیلیان مدوکس، بدنساز بلندپرواز، در کاوشی پیرامون شهرت و خشونت، برای یافتن پیوند انسانی دچار چالش میشود. هیچ مانعی، حتی هشدارهای پزشکان درباره آسیبهای جبرانناپذیری که در راه رسیدن به رویای سوپراستار شدن به خود وارد میکند، او را از این هدف مصممش منصرف نمیکند.
یک کارآگاه زخمی برای نجات پسر یک سیاستمدار از دست جنایتکاران تلاش میکند و در این راه، با شبکهای بزرگ از فساد در شهرش روبرو میشود.
این فیلم به بررسی رفتار انسانها در مواجهه با یک بیماری مرگبار میپردازد که ثروتمندان را هدف قرار میدهد و ثروت را به خطرناکترین دارایی تبدیل میکند.
دو برادر دوقلو که میخواهند زندگی پر دردسر خود را پشت سر بگذارند، به شهر زادگاهشان بازمیگردند تا دوباره شروع کنند. اما متوجه میشوند که شرارت بزرگتری در انتظار بازگشت آنهاست.
مردی که به دلیل یک بیماری نادر، دردی را حس نمیکند، برای نجات دختری که دوستش دارد و ربوده شده است، از این ویژگی خود به عنوان یک مزیت استفاده میکند.
هنگامی که کاترین وودهاوس، مامور اطلاعاتی، به خیانت به میهن مظنون میگردد، همسرش که خود نیز ماموری نامدار است، در دوراهی دشوار وفاداری به پیمان زناشویی یا میهن خویش قرار میگیرد.