این فیلم فصل تعطیلات در "رِنو" را روایت می کند که ستوان دانگل آرزو می کند ای کاش هرگز به دنیا نمی آمد. او با کمک یک رولر اسکیت «فرشته» میآموزد که اگر هرگز وجود نداشت، زندگی سایر معاونان چقدر بهتر میشد...
معاونان دپارتمان کلانتر رنو را دنبال میکند که به دنبال کیو هستند، کسی که پشت همه توطئههای QAnon است. تلاشهای آنها باعث میشود که در یک کنوانسیون QAnon در دریا گیر کنند...
داستان فیلم درباره تلاش یک نویسنده کمدی در بدترین سالهای عمرش و فروپاشی تازه ای که برایش اتفاق افتاده است ، به شهر سامرامنتو برمیگردد چون به مادر مرده اش اهمیت میدهد و...
این فیلم داستان مردی را روایت می کند که به تازگی از کار خود اخراج شده و تصمیم می گیرد به همراه همسرش به جورجیا که کودکی خود را در آنجا گذرانده برگردد. آنها در تاریکی شب در جاده دچارحادثه شده و مجبور می شوند تا شب را در هتلی که در نزدیکی محل حادثه وجود دارد اقامت کنند اما وقتی وارد هتل می شوند متوجه می شوند که آن هتل در اصل کمپین آدمهای “هیپی” است و
دو نماینده پرانرژی که ویژگی های اخلاقی مناسبی ندارند ( راد و اسکات ) تصمیم می گیرند عضو یک اتحادیه شوند. در آنجا آنها یاد خواهند گرفت حتی اگر کسی را دوست نداشته باشند، باید رفتار مناسبی با او داشته باشند…
پینگ پنگ حرفه ای ، رندی دیتونا ، هنگامی که مأمور FBI ، ارنی رودریگز ، او را برای یک مأموریت مخفی استخدام می کند ، در یک پیچ و خم رندی مصمم است که به عقب برگردد و برنده شود و قاتل پدرش را بکشد ...
سه زوج حومه نشین هر فصل با هم به تعطیلات میروند. اما وقتی یکی از زوجها از هم جدا میشوند و مرد در سفرهای بعدی با یک زن جوانتر همراه میشود، تنشها بالا میگیرد.
دختر جوونی به اسم جسی هست که بعد از اینکه توسط دوست پسرش بهش خیانت میشه میره تو اینترنت می گرده و می خواد به خونه پیدا کنه و اول خیال می کنه قراره با سه تا دختر زندگی کنه اما می بینه که سه نفر پسرن …
داستان ماجراجوییهای بیلی دیلی، 12 ساله و علاقهمند به علوم، و همکاران آزمایشگاهش، زیک و مارشا را روایت میکند که در تعطیلات تابستان در یک دنیای عجیب و غریب در هسته زمین گیر کردهاند.
"هیرو" در حال حاضر با چالش جدیدی در موسسه فناوری سانفرانوسویو مواجه است. با چالش های بزرگی که در زمینه تحصیلات دانشگاهی وجود دارد، در خارج از محوطه دانشگاه هم در معرض چالش های بزرگی قرار گرفته است…
سریال داستان پسری است به اسم "ند". "ند" ۹ سالشه که متوجه میشود توانایی خارقالعادهای دارد: میتواند موجودات مرده را تنها با یک بار لمس کردن زنده کند . "ند" اما خبر از محدودیتهای این موهبت نداره. همان روز مادر "ند" میمیرد و ند هم زندهاش میکند. یکدقیقهی بعد پدر دختر همسایه میمیرد. شب موقعی که مادرش میبوسدش، مادرش هم میمیرد. محدودیتها اینهاست: ۱- اولین تماس زنده میکند و دومین تماس جان رو میگیرد، برای همیشه. ۲- اگه موجودی را که زنده کرده ظرف یک دقیقه دوباره برنگرداند یکی دیگر به جاش خواهد مرد. "ند" البته عاشق دختر همسایه هم بوده. ۱۸ سال بعد، "ند" شده یک pie-maker موفق و منزوی. تقریبا با هیچ کس رابطهای ندارد. یه کارآگاه خصوصی به اسم "امرسون کد " اتفاقی متوجه توانایی ند میشود و با هم شروع به کار میکنند، به این شکل که "امرسون" پروندههای قتل رو پیدا میکند، "ند" هم با زنده کردن مقتول و پرسیدن چندتا سوال به حل پرونده کمک میکند. یکی از پروندهها مربوط میشود به قتل دختری روی قایق تفریحی. دختری به اسم "چارلوت چاک چارلز" دختر همسایهی "ند"، عشق دوران کودکیش که پدرش را اتفاقی کشته بود...