رنفیلد، سرسپردۀ دراکولا و زندانی چندین دهه در آسایشگاه دیوانه، آرزوی زندگی دور از کنت، خواستههای مختلف او و همه خونریزیهایی را دارد که با آنها همراه است...
یک دزد جذاب و گروهی از ماجراجویان ، برای برگرداندن یک اثر گمشده، تلاشی حماسی را آغاز میکنند، اما وقتی با افراد اشتباه برخورد میکنند، اوضاع بهطور خطرناکی خراب میشود...
داستان «جنگ فردا» در مورد گروهی از سفرکنندگان در زمان است که به سال ۲۰۵۱ میروند تا پیامی فوری به دنیا بدهند: اینکه ۳۰ سال بعد بشر در جنگ علیه موجوداتی فضایی مغلوب خواهد شد. تنها امید برای بقا این است که سربازان و شهروندان به آینده سفر کنند و به مبارزه ملحق شوند. در میان این افراد یک معلم دبیرستان و مرد خانواده به نام «دن فورستر» با بازی پرت است که مصمم به نجات دنیا برای دختر جوانش است. دن برای بازنویسی سرنوشت سیارهاش با یک دانشمند نابغه با بازی «ایوان استراهاوسکی» و پدرش با بازی «جی.کی. سیمونز» همکاری میکند...
شش نینجای جوان وظیفه دفاع از خانه های خود واقع در جزیره به نام Ninjago را بر عهده دارند. به هنگام شب آنها جنگجویان با استعدادی می باشند که از مهارت ها خود استفاده کرده و توسط وسایل نقلیه خود با هیولاها و خائنان مبارزه می کنند. در طول روز آنها نوجوانانی هستند که در مقابل دشمنان خود قرار گرفته اند...
داستان درباره یکی از کاراکترهای معمولی لگو است که به اشتباه جایگزین یک کاراکتر ساختمان ساز میشود و در ادامه، به ماموریتی میرود که با پیوستن به گروهی دیگر از لگوها در مقابل اهریمنی که قصد نابودی جهان را دارد بایستد و …
امپراتور در تماس تلفنی با خبر بدی روبرو می شود. جورج لوکاس توسط یک هوادار فداکار از دست یک گروه از طرفداران خشمگین نجات می یابد. افسران امپراتوری در دوره آموزشی خود نحوه زنده ماندن از دارث ویدر را می آموزند...