گابریل پس از ترک پست معتبر خود در دانشگاه تورنتو، سفر جدیدی را با جولیا آغاز می کند و او مشتاق پدر شدن است. با این حال، زمانی که برنامه فشرده جولیا همه چیز را فرا می گیرد، چشم انداز ایده آل گابریل به خطر می افتد...
جِنِویو هارپر از بزرگ کردن دو خواهر و برادرش پس از تصادف غم انگیز والدینشان نهایت استفاده را می برد. ترنت فاکس به عنوان بازیکنی در زمین بیسبال و خارج از آن شناخته می شود...
احساسات نشاط آور گابریل و جولیا توسط یک دانشجوی توطئه گر و سیاست دانشگاهی تهدید می شود. آیا وقتی گابریل با مدیریت دانشگاه مواجه می شود، تسلیم سرنوشت دانته می شود؟...
فردی از گذشته جولیا با انگیزههای منفی بازمیگردد. گابریل رازهایی دارد که از افشای آنها میترسد، زیرا نگران است همه چیزش را از دست بدهد. متن به این موضوع میپردازد که آیا رابطه آنها در مواجهه با این رازها دوام خواهد آورد یا خیر.
پروفسور امرسون حقیقت را در مورد جولیا میفهمد، اما جولیا دیگر منتظر او نیست و میخواهد رابطه خود را با او تمام کند. گابریل تلاش میکند تا قبل از اینکه جولیا با شخص دیگری آشنا شود، او را دوباره به دست آورد.
کامیل لوگان، وارثهای که برای استقلال و شادی خود تلاش کرده است به دلیل اینکه یکی از معاملات پدرش. کامیل آماده نیست برای اینکه ببیند پدرش چقدر برای محافظت از او تلاش میکند ، زندگیاش به خطر میافتد ...
داستان از سفر عوامل هالیوود به شهر کوچک کوینسی میگوید که ثروتمندان پنهانی در زمینه تولید نوشابه کراون کولا دارد. در این میان، سامر جنکینز و یک استعدادیاب به دنبال یافتن لوکیشن و بازیگران فرعی هستند و یکی از افراد گروه فیلمبرداری به نام کول مستن، به سامر و یک دختر جنوبی علاقهمند میشود.
برادری از جنگجویان خونآشام، نژاد خود را از دستههای پستتر شیاطین محافظت میکنند. این مبارزان اندکِ باقیمانده که با یک تراژدی به هم پیوند خوردهاند، با شیاطین روبرو میشوند و تلاش میکنند تا شکوه قلمرو خونآشامها را دوباره زنده کنند.