خواهر لوسی، که راهبهای فداکار است، بعد از گذشت ۲۰ سال زندگی در صومعه، تصمیم به فرار میگیرد تا عشق دوران جوانی خود را پیدا کند. این تصمیم، شروع یک ماجراجویی بینظیر برای اوست.
مکس و لو برای عروسیشان با هم قرار گذاشتهاند که فقط خودشان و شاهدان حضور داشته باشند. اما آنها انتظار مهمانی غافلگیرکنندهی بزرگی را نداشتند! برنامه برای چهار نفر بود، حالا سیصد نفر شدهاند و همه چیز بهسرعت از کنترل خارج میشود...
ماجرای مادری به نام فانی ، که متوجه می شود پسر 9 ساله اش به نام آرتور ، توسط سه تن از بچه های مدرسه مورد اذیت و آزار قرار می گیرد . فانی به هیچ وجه نمی خواهد که پسرش را در این شرایط تنها بگذارد و قصد دارد که از تله ها و حقه های کثیفی بر علیه آنها استفاده کند …