در آیندهای نه چندان دور، واقعیتی وجود دارد که در آن برای نجات کره زمین، "مرگ وظیفه همگانی" است، به طوری که افراد 50 ساله این فداکاری را انجام میدهند، در حالی که هنرمندان نوجوان موظف به مستندسازی آن هستند.
اش و دوستانش در جشنوارهای برای یادبود اولین حمله زامبیها شرکت میکنند. ناگهان، با مردگان زنده روبرو میشوند و برای نجات جان خود مجبور به مبارزه با آنها میشوند.
این فیلم به ادامهٔ داستان بازماندگان آخرین قتلهای «گوستفیس» (Ghostface؛ شبحچهره)، یعنی خواهران سامانتا و تارا کارپنتر، و دوقلوها چاد و میندی میکس میپردازد، که وودزبورو را پشت سر میگذارند و فصل جدیدی را در شهر نیویورک آغاز میکنند، اما بهزودی دوباره گرفتار رگهای از قتل توسط یک قاتل جدید شبیه «گوستفیس» میشوند...
مامور سطح پایین FBI، پیتر ساترلند، در زیرزمین کاخ سفید کار می کند و تلفنی را که هرگز زنگ نمی زند - تا شب زنگ می زند - کار می کند و او را به سمت توطئه ای سوق می دهد که تمام راه را به دفتر بیضی منتهی می کند.
در دنیایی پر از خون آشام های زیبا، متناسب و بیهوده، رجینالد به عنوان یک قهرمان بعید که از هر نوع مانعی عبور می کند، وارد آن می شود و متوجه می شود که چند قدرت ناشناخته از خود دارد.
"والتر اوبراین" یک نابغه کامپیوتر با ضریب هوشی بالاست که توسط واحد امنیت ملی ایالات متحده به کارگرفته میشود تا به همراه اعضای گروه خود این سازمان را در مقابله با تهدیدات پیچیده و خطرناک موجود در دنیای مدرن یاری کند. اما هرچقدر که او و اعضای گروهش در حل مشکلات و تهدیدهای دشوار دنیای فناوری تبحر دارند، در برقراری ارتباط با محیط پیرامون و سایر افراد جامعه دچارمشکل می باشند...