ایلیتی، پسری پرجنبوجوش از روستایی دلنشین در پنجاب است. او به شیطنتهای بازیگوشانهاش معروف است، با این حال در دل ذخیرهگاه جنگلی سرسبزی که بسیار دوستش دارد، زخمهای ناشی از یک دلشکستگی خاطرش را آزرده میکند.
عدم موفقیت گجا در ترور پاما و زندانی شدن در کنار او، او را مصمم به انجام کارش میکند. نقشهی یک پلیس بیرحم برای انتقال این زندانیان خطرناک، اوضاع را وخیمتر میکند.