یک رزمنده ی حرفه ای به همراه دوستش برای بدست آوردن پول وارد یک مسابقه غیر قانونی می شوند ، اما دوستش در این مسابقه کشته می شود و او به دنبال انتقام می گردد ...
گروهبان سرگرد زک با همسر، پسرش و تانک شرمن به یک پایگاه جدید ارتش می رسد. یک شب در یک کافه او یک دلال / معاون را از کتک زدن یک دختر "منع" می کند. کلانتر فاسد از پسر زک برای انتقام و زک از تانک او استفاده می کند...
وقتی دو دختر مجرد، جنت و کریسی، به یک همخانه برای زندگی مشترک در آپارتمانشان در سانتا مونیکا نیاز دارند، تصمیم میگیرند به جک، مردی که بعد از مهمانی خداحافظی آخرین همخانهشان، در وان حمام بیهوش پیدا میکنند، اتاق بدهند.