بروس (جیم کری) یک گزارشگر درجه ۲ در یک شبکه تلویزیونی است. او به اتفاق نامزد مهربانش گریس در یک آپارتمان کوچک زندگی می کند. زندگی او عیب و ایرادی ندارد اما او زندگی خود را متوسط ارزیابی کرده و از آن گله مند است. در یکی از روزها بدشانسی زیادی به سراغ او می آید و پس از اخراج از محل کار و تصادف با اتومبیلش، از اراذل و اوباش نیز کتک مفصلی می خورد. او شروع به شکایت از خدا می کند و خدا نیز در قالب یک مرد (مورگان فریمن) در برابر او ظاهر می شود و به او می گوید که قصد دارد برای مدت کوتاهی تمام قدرتهای بی انتهای خود را به بروس بدهد
این فیلم شامل سه داستان ترسناک است. اولین داستان مربوط به یک مجسمه آمریکایی بومی است که به قصد انتقام جان پیدا میکند. داستان دوم مربوط به چهار نوجوانی است که برای قایق سوای به دریاچه ایی رفتند اما متوجه یه لکه بزرگ و عجیب میشوند و آخرین داستان مربوط به زنی است که به صورت ناخواسته با یک مسافر سر راهی تصادف میکند و او را میکشد ولی گویا فرد غریبه هنوز نمرده است…
داستان سریال درباره رابطه دو نفر به نامهای ویلیام ترومن و گریس آدلر است در در آپارتمانی در نیویورک سیتی زندگی می کنند. ویل وکیل است و گریس طراح داخلی...