یک خانواده برای تعطیلات به یک پناهگاه دور افتاده میروند اما وقتی متوجه میشوند جزیرهای که در آن هستند توسط یک قاتل زنجیرهای اشغال شده، همه چیز به طور غیرمنتظرهای تغییر میکند.
مالکی که معدنش در حال ورشکستگی است، به کارگرانش مواد مخدر میدهد تا سختی زندگی را فراموش کنند. در نزدیکی آنها، جامعه کوچکی از گلهداران گوزن شمالی نیز با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکنند. این نقد سرمایهداری، در فضایی وسترنگونه و در چشمانداز لاپلند به تصویر کشیده میشود.
میگل "بایونهتا" غالیندس، بوکسور سابقی است که پس از یک حادثه غم انگیز، زندگی خود را در فنلاند بدون هدف سپری می کند. اما یک اتفاق کوچک، او را وادار به تصمیم گیری مهمی می کند...
یک رستوراندار که قبلاً فروشنده بوده و با برنده شدن در بازی پوکر صاحب ثروت شده است با یک پناهنده سوری که بتازگی به فنلاند آمده، دوست می شود و به او پیشنهاد کار و سرپناه می دهد...