کرگ، پدری که در حومه شهر زندگی میکند، به شدت شیفته همسایه جدید و بسیار کاریزماتیکش میشود. کوششهای او برای یافتن یک دوست مرد در این سن و سال، به گونهای پیش میرود که خطر نابودی زندگی هر دویشان را در پی دارد.
فیلیپ ، نویسنده ای که در انتظار انتشار دومین کتابش هست ، احساس خستگی و یکنواختی از زندگی روزمره اش می کند. اما در همین حین ، آیک زیمرمن الگوی زندگیش ، به او خانه ی تابستانیش را پیشنهاد می کند ، مکانی آرام که فیلیپ می تواند در آنجا به آرامش برسد و…..
یک پسر نوجوان در بخش بزرگسالان بیمارستان با فردی بنام بابی آشنا می شود، مردی که در این بخش بستری است و به زودی تبدیل به مربی و حامی او می شود. او در این بیمارستان و بخش بزرگسالان چیزهایی را یاد می گیرد که شاید در دنیای واقعی نمی توانست تجربه اش کند...
نيويورک. کارگردان تئاتر، «کيدن کو تارد» (هافمن)، هم در کارش به بن بست رسيده و هم در زندگي خصوصي خود. تا اين که همسرش، نقاشي به نام «آدل» (کينر) او را ترک مي کند و با دخترشان به اروپا مي رود. پس از چندي «کيدن» کوششي را آغاز مي کند تا نمايش «عمري» خود را به اجرا دربياورد...
هنگامی که یک یهودی ارتدوکس و یک زن مسلمان با یکدیگر ملاقات می کنند، متوجه می شوند که شباهت های زیادی با هم دارند و در مدرسه ای در نیویورک تدریس می کنند...
الیوت آرنولد مردی شکست خوردهاست که در میامی شرکتی تبلیغاتی دارد. او در گذشته خانواده خوبی داشته و به مدت ۱۸ سال در روزنامه میامی داستان فکاهی مینوشتهاست، اما به دلیل اختلاف با رئیس جدید خود اخراج شده و در همان روز او به خیانت همسرش نیز پی میبرد و این در حالی است که پسری نوجوان به نام نایجل حاصل ازدواج آنهاست و …
«آدامز هانتر» (ويليامز) جواني ناآرام است که در يک کالج پزشکي مشغول تحصيل مي شود، اما شيوه ي رسمي و برخورد سرد و حرفه اي پزشکان با بيماران را نمي پسندد و معتقد است که بيماران در رابطه اي اين چنين با پزشکان، بهبود نمي يابند. او پس از اخذ مدرک و شروع طبابت، رابطه ي عاطفي و درمان روحي را نيز با تجويز دارو هم راه مي کند و حتي گاهي اوقات به لودگي براي بيماران روي مي آورد.
جریانات فیلم وکس لوکس مربوط به قرن بیستم میلادی است. داستان این فیلم از سال 1999 آغاز میشود؛ زمانی که یک دختر نوجوان به نام سلست از یک فاجعه بسیار خشن جان سالم به در میبرد. سلست بعد از اینکه در یک مراسم خاکسپاری آوازی را میخواند، با کمکهای خواهر ترانهسرایش یعنی النور و همچنین دوست بااستعدادش کم کم تبدیل به یک خواننده پاپ ستاره میشود و...
در شب کریسمس، یک آدمکش وارد کلیسا میشود تا گناهانش را به یک کشیش اعتراف کند. در حالی که در ابتدا به نظر میرسد که اعترافکننده یک ماشین کشتار شیطانی و خونسرد است و کشیش داور نهایی خیر، با آشکار شدن سفر اعترافکننده، مشخص میشود که هر دو مرد بسیار پیچیدهتر از آن چیزی هستند که هر دو میتوانستند تصور کنند.
سریالی پیرامون کاراکتری به اسم Raymond Reddington که در سریال لقبش ”Red” هست خواهد بود . Red که یکی از مشهور ترین تبهکاران تحت تعقیب است ناگهان تصمیم میگیره خودش رو تسلیم پلیس کنه و کمک کنه هر کسی رو که باهاش تاحالا کار میکرده رو معرفی کنه ولی تنها شرطش اینه که با مامور FBI تازه وارد Liz Keen همکاری میکنه...
این سریال داستان مادری محافظه کار و فداکار رو در طول "رکود اقتصادی بزرگ" به تصویر میکشه. زنی که از شوهرش جدا شده، تلاش میکنه رستوران خودش رو باز کنه و در همین حین عاشق مردی دیگه میشه. این مادر تمامی این کارها رو برای به دست آوردن عشق و احترام دختر از خودراضی خود انجام میده...
داستان سریال در مورد یک مامور سابق سیا می باشد، که در حال حاضر یک زندگی عادی به عنوان استاد و نویسنده دارد، تا اینکه دوباره به زندگی قدیمی خود باز می گردد، زمانی که پلیس نیویورک از او کمک می خواهد برای متوقف کردن یک قاتل سریالی…