دو رقصندهی متخصص، شینیا سوگیکی و شینیا سوزوکی، قصد دارند برای یک مسابقهی معتبر، سبکهای یکدیگر را بیاموزند، اما رقابتهای قدیمی همکاری آنها را پیچیده میکند.
داستان درباره یک دانش آموز دبیرستانی هست که به طور اتفاقی دفتر خاطرات یکی از همکلاسی هایش به نام ساکورا را پیدا میکند و متوجه میشود که او از بیماری پانکراس رنج می برد و…
"تاکاتوشی" یک دانشجوی هنر است که در دانشگاهی واقع در شهر کیوتو مشغول به تحصیل می باشد. او در قطاری که هر روزبرای رفتن به دانشگاه سوارش می شود با دختری به نام "امی فوکوجو" برخورد میکند و در نگاه اول عاشقش می شود. آنها پس از آشنایی، شروع به قرار گذاشتن و سپری کردن روزهای خوشی در کنار هم میکنند، تا اینکه "امی" رازش را برای او فاش میکند...
در یک مدرسه راهنمایی، "یوشیوکا" از "کئو" خوشش می آمد. او شبیه به دیگر پسرها نبود و بسیار آرام و متین بود. پس از اینکه "کئو" نقل مکان کرد، این دو دیگر تماسی با هم نداشتند و یکدیگر را نمی دیدند. تا اینکه در دبیرستان "یوشیوکا" دوباره با "کئو" روبرو شد، اما "کئو" دیگر آن پسر قبلی نیست و تغییر کرده است...
نانامی و یانو عاشق هم بودند. اما به دلیل شرایط اجتنابناپذیر، نمیتوانند به برنامهها و قولهایشان پایبند باشند. آنها میتوانند تصمیم بگیرند که آیا میخواهند زندگی را همانطور که هست زندگی کنند یا راهی برای بازگشت به آغوش یکدیگر پیدا کنند.