هنگامی که اختلال و حمله عصبی سبب میشود تا یک پدر و مادر (نیکلاس کیج و سلما بلیر)، دچار مشکلات روانی شوند، دختر نوجوان و پسر کوچکشان بایستی تا یک 24 ساعت دیوانهوار را تحمل کرده و از دست آنها نجات پیدا کنند…
داستان در مورد مردی است که 20 سال پیش بر علیه برادر قاتلش در دادگاه شهادت داده بود. او اکنون به زادگاهش در روستای کنتاکی بازگشته تا با خانوادهی شکست خورده اش روبرو شود...
پس از خواستگاری هنری از ربه کا به نظر می رسد که ماجرای افسانه ها به پایان برسد، اما وقتی دخترش فردی از گذشته را به عروسی دعوت میکند اوضاع مزرعه کاملا تغییر میکند...