ابیس آخرین مکان کشف نشده در زمین است. موجودات عجیب و خارقالعاده در آن در رفت و آمدند، و پر از آثار مقدسی است که انسانهای کنونی نمیتوانند آنها را بازسازی کنند. آنهایی که جرئت میکنند تا اعماق را جستجو کنند به اسم مهاجمان غار شناخته میشوند. رویای دختر یتیمی بنام ریکو این است که مانند مادرش یک مهاجم غار شود و رمز و رازهای سیستم غار را حل کند...
در دنیایی که توسط موجوداتی به نام کایجو گرفتار شده بود، کافکا هیبینو آرزو داشت در نیروی دفاعی ثبت نام کند. او قول می دهد که با دوست دوران کودکی خود، مینا آشیرو، نام نویسی کند. به زودی، زندگی آنها را به روش های جداگانه ای می گیرد. کافکا در حالی که پس از نبردهای کایجو مشغول نظافت است، با رنو ایچیکاوا ملاقات می کند. عزم رنو برای پیوستن به The Defence Force وعده کافکا برای پیوستن به مینا و محافظت از بشریت را دوباره بیدار می کند.
میسومی ماکوتو، دانشآموز دبیرستانی توسط خداوند تسوکیومی به یک دنیای فانتزی فرا خونده میشه تا به یه قهرمان تبدیل شه. ولی بقیه افراد قدرتمند در اون دنیا از بودنش خوشحال نبودن و به محض اینکه تسوکیومی اعلام کرد ماکوتو خودش باید راهشو تو این دنیا پیدا کنه، اون رو به حاشیه دنیای خودشون روندن. حالا همه چیز به خود ماکوتو بستگی داره تا مسیرش رو تو این دنیا پیدا کنه!
نبرد رویال نهایی برای الوهیت آغاز شده است. دانشآموزان دبیرستانی باید از قدرتهای منحصربهفرد خود برای رقابت با یکدیگر برای کسب عنوان آرزومند «خدا» استفاده کنند. اما با بدتر شدن هر دعوا از قبل، اتحادها شکل می گیرد و خیانت ها رخ می دهد. چه کسی پیروز ظاهر خواهد شد و تاج و تخت خدایی خود را به دست خواهد آورد؟
در سال 2024، جهان سقوط کرده است. هیولاهای گروتسکک در میان ویرانه های ژاپن کمین می کنند، در حالی که افراد باقی مانده برای زنده ماندن هر آنچه را که می توانند کنار هم می تراشند. کیروکو، دختری عجیب و غریب در ناکانو، آرزوی مرگ زن مرموز را می پذیرد تا پسری به نام مارو را به مکانی به نام بهشت ببرد. مارو متقاعد شده است که پسری در آنجا خواهد بود که دقیقاً شبیه او است.
تاکهمیچی هانگاکی در بدترین شرایط زندگی خویش است که متوجه می شود دوست دختر سابق و تنها معشوقه زندگیش هیناتا تاچیبانا که در دوران راهنمایی باهم قرار می گذاشتند توسط دارو دسته تبهکاران " توکیو مانجی(صلیب شکسته卍)" کشته شده است، روز بعد از اطلاع از این حادثه تاکهماچی بر روی سکوی ایستگاه قطار بود که یک نفر او را از پشت هل می دهد و او بر روی ریل قطار می افتد، زمانی که تاکهماچی خود را برای مردن آماده کرده بود وقتی چشمان خود را باز می کند متوجه می شود که به دلایلی به 12 سال پیش که اوج دوران زندگی اش بود بازگشته است او برای نجات زندگی معشوقه اش تصمیم میگیرد که خودش را عوض کند و از اینجاست که انتقام او از زندگی شروع می شود.
تاکوما شینوزاکی، کارمند تازهوارد یک شرکت، با شیوری کاتاکه، کارمندی که سه سال است در شرکت مشغول به کار است، آشنا میشود. شیوری به شینوزاکی کمک میکند تا با محیط جدید خود سازگار شود و شینوزاکی امیدوار است که این رابطه به چیزی بیشتر از یک دوستی کاری ساده تبدیل شود.