فیلم، داستان زندگی ژولیا بریستیگر، یک شکنجهگر بیرحم دوران استالین را روایت میکند که در اوایل دهه 1960 در یک مؤسسه برای نابینایان در لهستان پدیدار میشود.
یک فیلمساز جوان لهستانی تصمیم می گیرد تا بفهمد چه اتفاقی برای ماتئوش بیرکوت افتاده است ، آجرکاری که در دهه 1950 به یک قهرمان تبلیغاتی تبدیل شد اما بعداً مورد علاقه قرار گرفت و ناپدید شد.
بلافاصله پس از اینکه روزنامهنگار برجسته لهستانی یرژی میکالوفسکی (زبیگنیو زاپاسیویچ) آخرین حضور خود را در تلویزیون ملی برای بحث در مورد کار خود داشت، زندگی او ناگهان از کنترل خارج میشود...
خط اصلی داستان حول محور تادئوش کرزاکوسکی (کریستوف کوالوسکی) مدیر یک شرکت دولتی در حال ورشکستگی می چرخد. وقتی معشوقه او، دختر یکی از بزرگان حزب کمونیست، اعلام می کند که باردار است تادئوش می داند که برای حفظ آبرو و شغلش باید با او ازدواج کند...
فیلم در قرن هفدهم و در دوران جنگ بین سوئد و لهستان اتفاق افتاده و داستان رابطه عشقانه بین سربازی خشن و زنی جوان که تلاش دارد او را آرام کند را روایت می کند...