داستان دهه 1930 یک پسر جوان و جستجوی او برای سگ های شکاری تازی استخوان قرمز خودش. در دوران افسردگی شدید، او سخت کار می کند و 2 سال درآمد خود را پس انداز می کند تا به آرزویش برسد...
استیو کولورا یک پلیس مخفی برای نفوذ به توده کارلو گامبینو است. او به زودی عاشق دختر گامبینو ماریا می شود و باید بین وظایف خود به عنوان یک افسر پلیس ، عشقش به ماریا و بیعت با کارلو گامبینو یکی را انتخاب کند.
"جانی کالینز" و "زندلی" با هم ازدواج می کنند و زندگی شاعرانه ای دارند تا اینکه یکی از دوست های جانی نقشه عشقی با زندلی می ریزد اما چیزی به نام عشق بین آن دو وجود ندارد و جز هوای شهوت چیز دیگری نیست و زمانی که جانی متوجه قضیه می شود، به تنها چیزی که فکر می کند انتقام و نفرت هست و...