جوزف گوبلز در مقام وزیر تبلیغات، به تولید فیلمها و تصاویری میپردازد که هدفشان آمادهسازی مردم آلمان برای پذیرش جنگ تمامعیار و هولوکاست است. پس از شکست قطعی در جنگ، او آخرین و رادیکالترین اقدام تبلیغاتی ممکن برای خود را طراحی و به اجرا درمیآورد.
داستان یک دختر جوان که حقیقت را در مورد هویت مخفی خانواده اش در یک شهر 1960 در استرالیا که هنوز هم تعصبات گذشته را در خود نگه داشته است، متوجه می شود...
ماریا ۱۴ ساله است. خانواده او بخشی از یک جامعه کاتولیک بنیادگرا است. با اینکه او در دنیایی مدرن زندگی می کند، اما قلبش با حضرت مسیح است. او قصد دارد تا از تمامی دستورات مسیح پیروی کند تا به عروج برسد…
حومه شهر وین در خلال تابستانی گرم؛ معلمی با یک مسافر سر راهی، یک بازرس خصوصی فراری، زوجی با مشکل جدی زناشویی و مردی سالخورده که سالها پیش همسر خود را از دست داده روبرو می شود و...
در یک روز عادی اتفاقی عجیب همه را شگفت زده میکند . طی یک عملیات نیروهای ویژۀ آمریکا در عراق، مردی پیدا میشود که 8 سال پیش مرگش اعلام شده بود. مردی که محاسنش بلند شده و از تمدن برای چندین سال دور بوده . آن مرد کسی نیس جز " اسکات برودی" .او در این 8 سال اسیر نیروهای القاعده بوده و بر اثرِ تصادف به توسط نیروهای ویژه پیدا میشود. موجِ شادی در میان مردم آمریکا میخروشد...سربازِ وطن به آغوش میهن بازگشته ، حتی رئیس جمهور هم این بازگشت را به وی خوش آمد میگوید. اما آیا همه چیز به همین سادگیست؟...