اسکالده، دختری که به دلیل اینکه مادرش یک غریبه بوده، در جامعه روستایی خود یک بیگانه محسوب میشود. او با رعایت قوانین جامعه، احترام بزرگ ده را به دست آورده، اما با برخورد با یک شخص مرموز، داستان او وارد مرحله جدیدی میشود.
در ابتدای قرن بیستم، یتیمی به نام آندریاس اِگِر به درهای فرستاده میشود و بیشتر عمر خود را در آنجا میگذراند. او در طول هشت دهه زندگی، فقر، جنگ و خشونت را تجربه میکند، اما لحظاتی از شادکامی و عشق را نیز میچشد...
با پایان یافتن جنگ جهانی دوم، گروهی از زندانیان لاغر جنگل راش جان خود را برای ایمنی جوانترین زندانی اردوگاه به خطر می اندازند: یک زندانی یهودی متولد آشویتس..
الکس مردی است تقریبا 40 ساله که با دختری به نام تامارا دوست است و عاشقانه یکدیگر را میخواهند . تامارا در فا/ح/شه خانه ای کار میکند تا بتوانند بدهی 40 هزار دلاریش را پرداخت کنند و الکس هم سخت در تلاش برای پرداخت بدهی هایشان است . اما سر انجام تمامی تلاش هایشان را بی ثمر میدانند و الکس نقشه ی سرقت یک بانک محلی را میکشد …
این فیلم داستان واقعی قتل عام تعدادی ورزشکار اسراِئیلی به دست چند فلسطینی افراطی در المپیک سال ۱۹۷۲ مونیخ است و متعاقب آن ماموریت سری یک اسرائیلی که در آن افرادی از افراد شناخته شده فلسطین و کسانی که وی تصور میکند مسئول این قتلها بوده اند را پیدا کرده و از آنها انتقام بگیرد و یک جوان یهودی به همراه تیمی شروع به انجام این عملیات میکند و در راه انجام این عملیات با نکاتی آشنا میشود و برخورد میکند که برایش غیرقابل تصور بوده و کمی وی را نسبت به اسرائیل نیز بدبین میکند...
هنگامی که آنا و خانواده اش در تعطیلات به خانه خود می رسند، آنها در میابند که خانه آنها توسط غریبه ای اشغال شده. این رویارویی فقط آغاز یک فرایند یادگیری دردناک است...
یک تیم ناسازگار از عوامل خدمات ویژه بریتانیا به رهبری یک آمریکایی باید با لباس مبدل ، به یک کارخانه زنانه در برلین نفوذ کرده و دستگاه رمزگشایی را که جنگ را خاتمه می دهد ، برگرداند.
مکس لیبرمن، دانشجوی پزشکی و شاگرد زیگموند فروید، در وین قرن بیستم، در تحقیقات یک سری قتلهای تکان دهنده به کارآگاه رینهاردت کمک میکند. این قتلها بسیار خشونتآمیز هستند و لیبرمن با استفاده از دانش روانشناسی خود، سعی میکند به کارآگاه کمک کند تا قاتل را پیدا کند.