این داستان به بررسی روابط پیچیده خانوادگی، تأثیر گذشته بر حال و اهمیت بخشش میپردازد. کارتیک با گذشتهای پر از رنج و ناراحتی، تلاش میکند تا با پدرش آشتی کند و به زندگی عادی خود بازگردد.
در جشن گانش چاتورتی، گانش، دزدی خردهپا، تلاش میکند یک سرقت بزرگ انجام دهد که اشتباه پیش میرود و به درگیری خندهداری با رودرا و رئیسش کیشور ردی منجر میشود، که آنها نیز در میان هرج و مرج جشن به دنبال یک شیء باارزش هستند.
یک جوان جویای نام در رشته کریکت، برای تامین هزینه عمل جراحی پدرش، دست به شرطبندی سنگینی میزند. اما زمانی که شرطبند او را فریب میدهد، خشمگین شده و برای تلافی، وارد یک معامله غیرقانونی میشود. این اقدام او را به دام یک شبکه جنایتکار خطرناک میاندازد.
یک مرد ثروتمند برای انتقام از یک تاجر قدرتمند که از او کلاهبرداری کرده است، دست به هر کاری می زند، حتی اگر مجبور شود با این دشمن قدرتمند روبرو شود و با او وارد مذاکره شود...