یک نیروی جوان گارد مدنی اسپانیا به صورت مخفیانه در گروه جداییطلب باسک (ETA) نفوذ میکند و طی بیش از ده سال، مخفیگاههای این گروه را در جنوب فرانسه پیدا و شناسایی میکند.
دیوید و لیلا، دو نوجوانی که واقعا گروه پاپ"Hombres G" را دوست دارند و آنها هم یکدیگر را دوست دارند، اما هر کاری که او برای جلبش انجام می دهد به بدی ختم می شود. سی سال بعد دوباره همدیگر را می بینند و متوجه می شوند که این احساسات کاملاً از بین نرفته ...
آرتورو یک دلال هنری بیوجدان است و رنزو نقاش اجتماعی و دوست قدیمی او. آنها که مایل به ریسک کردن همه اینها هستند، یک نقشه افراطی و مضحک برای نجات خود ایجاد می کنند...
داستان این فیلم دربارهی پسری به نام نیکو است که یک نامهی تهدیدآمیز دریافت میکند و زندگیش در معرض خطر قرار میگیرد. هیچکس او را باور نمیکند به جز شخصی که او شناختی ازش ندارد و…
یک گروه از سارقان به قصد ربودن تعداد زیادی صندوق امانت، به بانکی در والنسیا دستبرد می زنند. مسیر فرار آنها یک تونل زیر بانک است که به متروی شهر منتهی می شود. اما یک افسر پلیس دست آنها را می خواند و متوجه می شود که آنها به دنبال صندوق بخصوص شماره ۳۱۴ می باشند و…
مارشلند در مورد یک قاتل بی بند و بار است. دو کارآگاه که در مورد تمام موضوعات با هم مخالفند نشانه هایی از مجرم را قبل از اینکه زنان جوان جانشان را از دست بدهند، می یابند...
هنگامی که پرواز شماره 2549 در میانه راه دچار اختلالات فنی شده و هر لحظه امکان دارد که این آخرین لحظات زندگی افراد این هواپیما باشد، کاپیتان ، خدمه هواپیما و مسافران تصمیم می گیرند بجای اینکه در جای خود نشسته و منتظر مرگ باشند، کارهایی را انجام دهند که همیشه آرزویش را داشتند و ...
"جرج" سرایداری 25 ساله است که سرسختانه تلاش میکند کار بهتری برای خود پیدا کند.این موقعیت با مراقبت از پدر معلولش که هفت سال پیش دچار حمله قلبی شده شکل پیچیده تری بخود می گیرد.برادر او "آنتونیو" که به زودی از زندان آزاد خواهد شد با دختری به نام "پائولا" آشنا می شود و...
این فیلم داستان سه دوست را به تصویر میکشد که طولی نمیکشد از شرکتشان اخراج میشوند ، اکنون آنها به دلیل وضعیت بیکاریشان روحیه و انگیزه خود را از دست دادهاند ، پس تصمیم میگیرند تا نقشهای بکشند تا از این وضعیت خارج شوند ، اما خیلی زود با مشکلی روبرو میشوند که…
سالوادور مالو فیلمساز مشهوری است که اکنون در دوران افول خود به سر می برد. سالوادور برای رهایی از گذشته اش که او را عذاب می دهد، یک نیاز فوری در وجودش پیدا می کند که گذشته خود را با جزئیات زیاد بررسی و بازشماری کند تا در نهایت بتواند به رستگاری برسد. خاطرات سالوادور او را به دوران بچگیش در دهه 1960 میلادی و شهر پاترنای اسپانیا می برد. این خاطرات همچنین او را به یاد مادرش، اولین امیال و آرزوها، اولین عشقش در دهه 1980 میلادی، درد و رنج های بعد از جدایی، کشف زود هنگام سینما، رو آوردن به نویسندگی به عنوان تنها مرهم برای فراموش کردن و غیره می آورد…
زندگی سیرا، خیاطی که در عشق یک مرد به سر می برد، آشفتگی مادرید را قبل از جنگ داخلی در طنجه ترک کرد، جایی که او به طور ناخواسته بخشی از یک طرح جاسوسی می شود.