در سومین قسمت از مجموعه «قصابها»، سه زن طعمه یک قاتل بیرحم میشوند که قربانیانش را در ون شخصیاش به قتل میرساند و اعضای بدن آنها را تکهتکه میکند. از سوی دیگر، یک کلانتر هوشمند در تلاش است با کنار هم قرار دادن سرنخهای باقیمانده، قاتل را پیدا کند.
کَریس که در آستانه سی سالگی است، پس از زخمی شدن توسط دکتر ماریِک در حین انجام لق.اح مصنوعی، با فروپاشی زندگی خود روبرو می شود. او که از خشم و عطش انتقام لبریز است، دکتر ماریِک را در خط آهن پیدا کرده و او را به زیرزمین خانه اش می کشاند. کَریس مصمم است که به هر قیمتی که شده، حتی به قیمت جانش، عدالت را اجرا کند.
این اثر یک کمدی سیاه است که در بستر فقر و اعتیاد روایت میشود و امیدی به آینده در آن دیده نمیشود. داستان حول محور دو خانواده در شهری کوچک میچرخد که پس از مرگ یک کودک، برای انتقام و کشتن یکدیگر مصمم میشوند. با این حال، تلاش برای پنهان کردن یا از بین بردن جسد در اوج زمستان، فاجعه و هرج و مرج به بار میآورد.
کلویی، یک برنامهریز رویدادهای حرفهای، برای سازماندهی تولد خواهرزادهی یک سردبیر وبسایت تأثیرگذار استخدام میشود. جو فردی سرسخت است و کلویی متوجه میشود که کار با او آسان نخواهد بود...
دکتری زبان شناسی جولی ، تقریباً می تواند به هر زبانی که تصور کنید صحبت کند. اوضاع برای جولی وقتی وارونه می شود که دان خوش تیپ با او تماس می گیرد تا چند کلاس فرانسوی بگذراند...