خانواده پر سر و صدای لود در حالی که برای جشن عروسی گرمسیری آماده میشوند، مشتاقانه منتظر استقبال از مادربزرگ جدیدشان، میرتل، باشند. اما این جشن و شادی با ظهور دشمن قدیمی میرتل از دوران جاسوسیاش در جزیره به هم میخورد.
لینکلن لود هنگامی که خواهرش برنامه های کریسمس خود را دارد، تصمیم گرفت مخفیانه آنها را بازگرداند تا سنت قدیمی کریسمسشان را با کمک بهترین دوستش کلاید ادامه دهند...
پس از اینکه دکستر با روباتهایی روبهرو میشود که میخواهند «کسی را که آینده را نجات داده است نابود کنند»، از ماشین زمان خود استفاده میکند تا ببیند چگونه آن را نجات داده است....
پس از اینکه متوجه شد دوستانش و همچنین خودش عناصر جادویی هارمونی هستند، تکشاخ مطالعهگر گرگ و میش اسپارکل توسط مربیاش، پرنسس سلستیا، به پونیویل فرستاده میشود تا با کمک دوستانش جادوی دوستی را مطالعه کند.