یک معلم ساده و بیادعا، با شرایط بسیار سختی روبرو میشود که او را مجبور میکند تا سلاح بردارد و علیه ظلم و ستم قیامی خونین را رهبری کند. به این ترتیب، او به یک رهبر غیرمنتظره تبدیل میشود.
نادارسان، جوانی بیعلاقه به سیاست، برای پاسداشت یاد پدر، نامزد انتخابات شورای روستا میشود. او با ورود به دنیای پرفراز و نشیبِ سیاست انتخابات، با خشونت، رقابت و خیانت روبرو میشود.
شوهر سامیوکتا ، گوتهام ، قراردادی برای ساخت یک ویلای شهرکی در منطقه جنگلی متروکه منعقد می کند. گوتهام از دوست نزدیکش گایاتری ، معمار ، برای برنامه ریزی ساخت و ساز کمک می گیرد. گوتهام ، سامیوکتا ، گایاتری ، آدیتی برای برنامه ریزی ساخت و ساز از مهمانخانه در منطقه جنگلی دیدن می کنند. در همین حین ، آنها چندین فعالیت ماوراءالطبیعه را در مهمانخانه تجربه می کنند که آنها را شوکه و وحشت زده می کند...