این داستان روایتگر دگرگونی رویاهای یک پسر نوجوان است که از بازیهای ساده با سگش به رویاهای پیچیدهتری در یک جنگل رویایی کشیده میشود. اما این رویاهای زیبا به تدریج به کابوسی تلخ تبدیل میشوند
در یک اتاق اجاره ای، یک نقاشی از روی دیواری می افتد. مستاجر ساکن در این اتاق، نیلز، دانشجوی دکتری پزشکی است. او از داخل حفره ی دیوار به اتاقی که به نظر می رسد اتاق همسایه اش باشد نگاه می کند. چیزی که نیلز مشاهده می کند باعث می شود تمام کتاب هایی که خوانده است را فراموش کند...