مونیکا بعد از اینکه ترفیع شغلی را از دست داد، با اکراه راهی سفر پیادهروی سانتیاگو د کامپوستلا میشود. او شگفتزده میشود وقتی که در طول راه، آرامش درونی و یک رابطه عاشقانه احتمالی پیدا میکند.
آبریل برای نجات مزرعه خانوادگی به آرژانتین سفر میکند. در این سفر، او مجبور میشود با همسر سابقش همکاری کند تا مزرعه را از خطر نیروهای خارجی حفظ کنند. در این میان، عشق قدیمی دوباره بین آنها شکوفا میشود.
سه برادر به همراه پسر کوچک خانواده، برای کمک به گروه موسیقی مدرسه که مدیر آن را ترک کرده است، وارد عمل میشوند. در این حین، آنها با چالشهای شخصی و خانوادگی نیز مواجه میشوند.
در طول یک تعطیلات خانوادگی در یک مزرعه فعال، پروفسور رِبکا با جیک وست آشنا شد. رِبکا، بیوهای است که به دنبال کسب درجه استادی است و جیک، یک کابوی جذاب است که هرگز زندگی آرامی نداشته است.
در یک سفر دریایی، دختر و پسری که هرکدام با یکی از والدین تنها خود همراه هستند، با هم آشنا میشوند. آنها طرحی میریزند تا والدینشان را به هم نزدیک کنند، اما در این میان، خودشان عاشق هم میشوند.
در جولای 1895، ثروتمندان نیویورک برای گذراندن تعطیلات به نیوپورت میروند. اما وندربیلت-کراس، نویسندهای جسور و 21 ساله که از خانواده ثروتمند وندربیلت است، وقایع این سفر را برای صفحات زنان روزنامه نیوپورت آبزرور گزارش میکند...
اَبی و شان قبلاً بهترین دوستان هم بودند. سالها بعد، آنها دوباره در یک خلوتگاه همدیگر را ملاقات میکنند و وقتی در حین پیادهروی از گروه جدا میشوند، باید با هم همکاری کنند تا راه بازگشت را پیدا کنند...
یک خالق راهنمای عروسی باید یک هنرمند بی الهام و صاحب یک کلبه عروسی خاص را متقاعد کند که کلبه فرسوده را بازسازی کند تا میزبان یک زوج برنده مسابقه برای عروسی رویایی خود باشد...
برنامه زندگی اِما زمانی که پائولو باید برای مراقبت از پدرش به ایتالیا برگردد و او اشتیاق جدیدی را برای قابل دسترس کردن هنر برای همه کشف می کند، از بین می رود...
سه برادر وقتی مجبور می شوند در طول تعطیلات از یک نوزاد مراقبت کنند شگفت زده می شوند، در طول سفر آنها شروع به بازسازی روابط خود به عنوان برادر می کنند در حالی که عشق خود را برای کریسمس دوباره کشف می کنند....
تریسی در قسمت سوم این سه گانه با نیک آشنا می شود و او به او کمک می کند تا پیش نویس اصلی The New Colossus را در ازای کمک به او برای اداره رستورانش نجات دهد...
اِما به ایتالیا سفر می کند تا در مورد روبند عروسی آموزش و تحقیق کند که گفته می شود برای صاحبش عشق می آورد. او در آنجا با پائولو، پسر یک خانواده توریساز محلی آشنا میشود...
میراندا اردوگاهی را برای افرادی که به تازگی دل شکسته شده اند، برپا می کند. به محض ارتباط با فرد جدیدی به نام "بن" که دست بر قضا خبرنگار است، وی در صدد تحقیق درباره ی این موضوع که آیا اردوگاه وی کلاهبرداری است یا خیر، دست به کار می شود...
مولی با جاش، آشنا میشود که اخیراً با پسر کوچکش به شهر نقل مکان کرده است. در همان زمان او توسط مشتری مرموز نانوایی خود که هرگز ملاقات نکرده است، مجذوب می شود...
چلسی خانهای در ویل به ارث میبرد. او در آنجا با اوون آشنا میشود و استراحتی که به شدت به آن نیاز داشت را پیدا میکند. آنها با هم فستیوال اشترودل برگزار میکنند تا جذابیت ویل قدیم را به نمایش بگذارند.