پس از از دست دادن مادران خود در کودکی، دیاموند و پسرعموهای نزدیکش، تیا و تارا، که به "خواهران" معروف هستند، برای نجات مادربزرگشان از سرطان و خانواده خود، حاضرند هر کاری انجام دهند...
داستان در شهر دیترویت اتفاق میافتد و حول محور چهار شخصیت با پیشینههای متفاوت میچرخد. در این شهر، ثروتها به دست میآیند و از دست میروند و سوالات بیپاسخ میتوانند منجر به مرگ شوند.
جوی و دوستان بیکارش برای انتقام از تعرض صاحب باشگاه به دوستشان، نقشه سرقت میکشند. تلاش برای سرقت از یک باشگاه بزرگتر، با حمله پلیس به بحران گروگانگیری منجر شده و اتحاد آنها را محک میزند.