مرگ : November 15, 1976 (age 72) در Neuilly-sur-Seine, Hauts-de-Seine, France
جوایز : 2 مرتبه نامزدی جایزه .BAFTA Film Award. همچنین دریافت 6 جایزه دیگر.
ژان گابَن (به فرانسوی: Jean Gabin) (۱۷ مهٔ ۱۹۰۴–۱۵ نوامبر ۱۹۷۶) بازیگر معروف فرانسوی بود. از مهمترین نقشهای او نقش ژان والژان در فیلم بینوایان است. ژان گابَن دو بار در سالهای ۱۹۵۹ و ۱۹۷۱ موفق به دریافت جایزهٔ خرس نقرهای از جشنواره بینالمللی فیلم برلین شده است.
« ماکس » ( گابن ) تبهکار پر سابقه و قدیمى براى تأمین پس انداز ایام بازنشستگى ، محموله اى از شمش طلا به ارزش پنجاه میلیون فرانک را به سرقت برده است و هیچ کس نمىداند او عامل این دستبرد جنجالى بوده است .
داستان فیلم درمورد کارآکاه "میگره" است که به درخواست "خانم سانفیر" دوست قدیمی خود که تهدید به مرگ شده است به روستای پدری اش بر می گردد تا اشخاص مربوط به این تهدید را شناسایی کند...
آندره شاتلین صاحب رستوران در لس هال در پاریس است. یک روز صبح دختری به نام کاترین از او می خواهد که او را ببیند. او از قضا دختر همسرش، گابریل است که آندره بیش از بیست سال قبل آن را ترک کرده بود...
در طول جنگ جهانی دوم دو مرد چهار چمدان گوشت قاچاق را از طریق پاریس تحت اشغال آلمان حمل می کنند. شخصیت های مخالف و برخوردهای عجیب آنها ماجراهای مختلفی را برمی انگیزد - تا زمانی که توسط پلیس دستگیر می شوند.
راننده کامیونی به نام ژان، پس از آنکه شبی را با دوست دختر خود سپری میکند، در مسیر بازگشت به منزل با پیکر بیجان یک انسان در جاده مواجه میگردد. او ماجرا را به اطلاع نیروی انتظامی میرساند، اما پلیس گمان میکند که ژان در این قتل دست داشته است.
زندگی، عشقها و سرنوشت استثنایی ناپلئون بناپارت از سال ۱۷۶۹ تا ۱۸۲۱، اما از نگاه تالیران، سیاستمدار بدبین و کنایهگویی که زمانی وزیر امور خارجه امپراتور فرانسه بود.
داستان آندره منارد، یک بوکسور آماتور جوان آیندهدار از یک پسزمینه فقیر که توسط ویکتور لو گارک، حرفهای سابق راهنمایی میشود، و مسیر حرفهایاش زمانی که به کورین ثروتمند میافتد، دچار مشکل میشود...
بله، حتماً. در اینجا ترجمه، بازنویسی و خلاصه متن ارائه شده است:
ترجمه فارسی روان:
در شب دهمین سالگرد ازدواجشان، دکتر رنه ریچارد به طور تصادفی متوجه میشود که همسرش، بازیگر مدلین ریچارد، با یک هنرمند آشفته به نام دنیل پرووست که به تازگی اقدام به خودکشی کرده، رابطه داشته است. او با همسرش روبرو میشود و او تمام شب را صرف تلاش برای توضیح دلایل خیانتش میکند... او ازدواجشان را بدیهی تلقی کرده بود، او بیش از حد وقتش را صرف کار میکرد.
جاک لدرو که در سال 1940 به عنوان گمشده گزارش شده بود، با نام مارتین اشمیت به استراسبورگ بازگشته است. او همسر خود ژنوویو را پیدا میکند، اما او دوباره ازدواج کرده و به عنوان رئیس شرکت حمل و نقل او را به دست گرفته است. او و همسرش هر کاری را انجام میدهند تا از جاک خلاص شوند و شرکت او را نگه دارند...
پس از یک تصادف ریموند کور می شود . خانواده اش مثل یک بچه با او رفتار می کنند. یک راهبه به کمک او می آید. او در مرکزی کار می کند که در آن نابینایان خواندن با الفبای بریل را یاد می گیرند...
یك ، ماسك - مردى پا به سن گذاشته ( كالان ) به خاطر علاقه به رقص از یك ماسك استفاده مى كند ؛ دو ، خانه ى تلیه - گروهى خیابان گرد در سفرى تفریحى به دهكده اى دورافتاده متوجه سرنوشت و زندگى تلخ خود مى شود ؛ سه ، مدل - نقاشى ( ژلن ) ناچار به ازدواج با یكى از مدل هاى خود مى شود ...
کاپیتان یک کشتی یدککش به نام آندره لورن، ده سال قبل با ایوون ازدواج کرد. ایوون مشکل قلبی دارد اما نمیخواهد به همسرش بگوید. او آرزو دارد که شوهرش شغلش را ترک کند تا بتوانند به در آرامش و سکوت به زندگی ادامه بدهند...
در کالیفرنیا، بوبو و «رفیق» تینی او کارهای عجیب و غریب انجام میدهند و مست میشوند و رازی درباره قتل حل نشده ملوان پنهان میکنند، اما پیشخدمت آنا که توسط بوبو نجات یافته است، این راز را آشکار میکند...