هامبورگ. یک مهاجر امریکایی به نام «تام ریپلی» (هاپر) به هنگام فروش نقاشی های جعلی «دروات» (ری)، با قاب سازی به نام «جاناتان زیمرمان» (گانتس) آشنا می شود. «ریپلی» که می داند «جاناتان» به سرطان خون مبتلاست، او را به «رائول مینو» (بلن) معرفی می کند. که به دنبال یک آدمکش غیرحرفه ای است.
داستان عاشقانهای بین یک "نیمهملکه" که توسط افراد مختلف نگهداری میشود و مبتلا به سل است، و یک بورژوای جوان شهرستانی. اقتباسی از رمان "بانوی کاملیاها" نوشتهی الکساندر دوما، پسر.