یک پرستار بیش از حد خسته به خانه برمی گردد تا دیوانه ای را که با یک گروگان مخفی شده است را بیابد . هنگامی که موجی از خشونت به خانه ش هجوم می آورد ،جنگی تمام عیار برای بقا آغاز می گردد...
بروس یک تعمیر کار معمولی می باشد او بخاطر بیماری و معلولیت همسرش به نام سامانتا عذاب وجدان دارد، بروس از بی عدالتی در جهان رنج می برد برای همین تصمیم می گیرد تا کارهایی را که به نظر خودش درست است انجام دهد او وارد مسیری تاریک از زندگی اش می شود و با خلافکاران و جنایتکاران مبارزه می کند و …
برادران برد و لیزا کارپنتر به همراه دو دوست خانوادگی ویل و ونسا، در مسیر یک گردهمایی سالانه خانوادگی از شرق کانادا عبور می کنند. سفر جادهای آنها در یک روز گرم تابستانی، آنها را در حومهی زیبا و منزوی نیوبرانزویک میبرد..