یک شوالیه نترس برای نجات روح برگزیده، وارد یک قلمرو مرگبار میشود. او در مواجهه با جادوگران، شیاطین و دشمنان وحشی، متوجه میشود که بازگشت او میتواند هرج و مرج به پا کند و بشریت را به نابودی بکشاند.
یک پرستار بیش از حد خسته به خانه برمی گردد تا دیوانه ای را که با یک گروگان مخفی شده است را بیابد . هنگامی که موجی از خشونت به خانه ش هجوم می آورد ،جنگی تمام عیار برای بقا آغاز می گردد...
بروس یک تعمیر کار معمولی می باشد او بخاطر بیماری و معلولیت همسرش به نام سامانتا عذاب وجدان دارد، بروس از بی عدالتی در جهان رنج می برد برای همین تصمیم می گیرد تا کارهایی را که به نظر خودش درست است انجام دهد او وارد مسیری تاریک از زندگی اش می شود و با خلافکاران و جنایتکاران مبارزه می کند و …
شش غریبه از خواب بیدار میشوند و خود را مستاجران جدید یک خانه قدیمی مرموز میبینند. آنها که توسط مردان دیوانه ماسکپوش تیکی وحشتزده شدهاند و توسط اسیرکنندگان دیوانهشان مورد تمسخر قرار گرفتهاند، خیلی زود مشخص میشود که تنها یک اقدام آنها را نجات خواهد داد: کشتن.
برادران برد و لیزا کارپنتر به همراه دو دوست خانوادگی ویل و ونسا، در مسیر یک گردهمایی سالانه خانوادگی از شرق کانادا عبور می کنند. سفر جادهای آنها در یک روز گرم تابستانی، آنها را در حومهی زیبا و منزوی نیوبرانزویک میبرد..