سباستین تنها یک فانتزی در زندگی خود دارد : "بــخور یخواب! " فکر و ذهنش فقط تخت خوابشه، ولی امروز اگه هیچ کاری نکنه ، میشه انگل جامعه! سره همین موضوع دو هم اتاقی خود دست به کار میشوند تا او را نجات دهند...
سه دختر جوان تعطیلات تابستانی خود را در یک روستای کوچک سپری میکنند. آنها در طول این تعطیلات، غذا پختن، بازدید از جاذبههای گردشگری، بازی کارت و قرار گرفتن با پسران را تجربه میکنند...
در دهه 1700، یک خون آشام از یک زن عادی پسری دارد. مادر می میرد، و او دو قرن تلاش می کند تا به پسر حلیم خود بیاموزد که چگونه یک خون آشام مناسب باشد، اما فایده ای نداشت. اکنون آنها باید از ترانسیلوانیا فرار کنند و در نهایت به فرانسه می روند.
در طول جنگ جهانی دوم، رابرت لاموروکس نقش یک ژنرال در مقاومت را ایفا می کند. با تیمی متشکل از میهن پرستان فرانسوی، وی به راحتی آلمانی را فریب می دهد و نسخه اصلی نقشه های آنها برای حمله به انگلستان را می دزدد...
دو نویسنده به همراه دوستدخترانشان به قلعهای متعلق به یک بازیگر که در نقشهای خونآشام تخصص دارد، میروند. با گذر زمان، آنها به این شک میافتند که آیا این مرد یک بازیگر است که نقش خونآشام را بازی میکند یا یک خونآشام است که نقش یک بازیگر را بازی میکند....
فیلمرداری "میتوانم پاملا را معرفی کنم" شروع می شود.این داستان عاشقی و فرار زنی انگلیسی با پدر زن فرانسوی خود است که به طور موازی در فیلمبرداری نیز نشان داده می شود...