داستان دربارهی "وِی" است؛ کارمند ادارهای معمولی که در خفا به شغل پاکسازی اجساد مشغول است و با نام مستعار "تمیزکار" شناخته میشود. او با قاتلی به نام "گای" همکاری میکند، اما حادثهای ناگهانی وِی را به ورطهی قتل میکشاند.
الیویا رودریگو، خواننده و ترانه سرا، یک سفر جاده ای از سالت لیک سیتی، جایی که شروع به نوشتن اولین آلبوم خود یعنی "SOUR" کرد، به لس آنجلس آغاز می کند . در طول مسیر، رودریگو خاطرات نوشتن و خلق اولین آلبوم رکوردشکنی خود را بازگو می کند...
در سال 2004، تماشاگران با ناباوری نگاه کردند که تیم ملی فوتبال یونان، که هرگز حتی در مسابقات بزرگ برنده نشده بود، قهرمان اروپا شد. معمار پشت این پیروزی بیسابقه «شاه اتو ریهاگل» بود...
هر دانشگاهی داستان های ترسناک خودش را دارد. تعداد بیپایانی از داستانهای ارواح وجود دارد که از کلاسی به کلاس دیگر منتقل میشوند، و سه تا از ترسناکترین داستانها این بار روایت میشوند...
ین برنامه جف در ابتدا در رابطه با برهه های زمانی متفاوت از جمله پیری مطالبی را عنوان کرده ادامه حرف هایش را به پیامرسانی و آموزش جنسی مرتبط و در آخر داستانی عجیب را در مورد یک تور کمدی گردگشری را به اشتراک میگذارد...
داستان دراماتیک سوپرلیگ را دوباره مرور کنید، قدرتی بی شرمانه که توسط نخبگان فوتبال پیشنهاد شده بود که موجودیت این ورزش را تهدید کرد و تنها در 48 ساعت پس از خشم مخالفان هواداران از بین رفت...
مجموعه ای از اجراها با الهام از فیلم هایی مانند Singin' in the Rain، Moulen Rouge، Beauty and the Beast، Chicago، Dirty Dancing، Saturday Night Fever و La La Land...
مستندی که نه تنها رویداد سالانه موسیقی و فرهنگی را که بزرگترین جشنواره آمریکا با تمام زیبایی و شکوهش نامیده میشود، به تصویر میکشد، بلکه به عمق فرهنگ غنی "The Big Easy" نیز میپردازد...
دزدان ، یکی از بزرگترین و جسورانهترین سرقتهای بانکی آمریکا را انجام میدهند. پلیس از بازیگران نامحتملی از شخصیت ها، از جمله یک پلیس، یک بوکسور، یک سرباز ارتش و یک کشیش سؤال می کند..
Belle VIE در لس آنجلس بین مک دونالد و کی اف سی واقع شده, مالک سرزنده و سرشار از امید آنجا اقای وینسنت می باشد که تلاش می کند تا خود را با شرایط وفق داده و برای حفظ جایگاه خود مبارزه می کند...
این مستند داستان کیشی باشی، خواننده و نوازندهٔ آمریکایی-ژاپنی را روایت میکند که پس از شنیدن مصاحبهای با یک رسانه خبری که بین ممنوعیت ورود مسلمانان و بحران مهاجرت در مرز ایالات متحده و مکزیک با حبس ژاپنی-آمریکاییها در طول جنگ جهانی دوم ارتباط برقرار میکند، تصمیم میگیرد تا در مورد تاریخ و اهمیت آن تحقیق کند...
ده سال پیش، گروهی از شوالیه های شیطانی به نام "هفت گناه کبیره" به اشتباه متهم به توطئه برای سرنگونی پادشاهی شدند. شوالیه های مقدس آنها را ریشه کن کردند، اما برخی ادعا می کنند که هنوز زنده هستند. اکنون، شوالیه های مقدس کودتایی را ترتیب داده اند و پادشاه را ترور کرده اند. آنها به حاکمان جدید و مستبد پادشاهی تبدیل شده اند. الیزابت، تنها دختر پادشاه، سفری را برای یافتن هفت گناه کبیره آغاز می کند تا به آنها کمک کند پادشاهی را باز پس گیرد.
مرکزیت سریال بر روی دختر جوانی به نام کریستین بنا شده است. کریستین دانشجوی سال دوم وکالت، به عنوان کارآموز در یک شرکت معتبر مشغول به کار است. کریستن تمام تلاش و تمرکزش را بکار گرفته تا بتواند لیاقت و شایستگی خود را اثبات کند تا به جایگاهی قابل قبول در شرکت دست یابد، اما
تاتسویا یوگوشی، دانش آموز دبیرستانی سال اولی، ستاره ی سابق تیم فوتبال پایه راهنمایی که از ورزش بدش میاد، دعوتنامه ای با مضمون پیوستن به باشگاه کابادی به دستش میرسه. اولش همه چیزو به مسخره میگیره اما بعد از دیدن یه مسابقه ی جنون آمیز مشابه ورزشهای رزمی تو یه جلسه تمرین، بهش علاقمند میشه.
سال ها پیش قهرمانان شجاعی با قدرت های نابودی جنگیدند. در آن حین که حماسه هایشان تبدیل به افسانه شده بود، افرادی جانشین قدرت آن قهرمانان می شدند که برای صلح این جهان می جنگیدند. در یکی از روزها، «فاریا»، یکی از جانشینان هفت قهرمان پسرک معمولی به اسم «نمو» را از دست نیرو های «نابودی» نجات داد. طی آن نبارد تنگاتنگ، نمو قدرت یکی از قهرمانان را احضار می کند و به یک جانشین تبدیل می شود. با این حال، قهرمان «نمو» غریبه ای است که تاریخ او را ناشناخته می داند، به همین خاطر سفری حماسی را آغاز می کند، سفری که در آن گذشته و حال با یکدیگر برخورد می کنند...
همیشه توی یه نبرد شمشیرزنی با خودت تفنگ بیار! رهبران بالارتبه شرکت کیساراگی که حکومت دنیا تقریبا توی دستاشونه - یک گروه مجرم زیرزمینی - تصمیم میگیرن که حکومت فضایی رو هم به دست بگیرن. به این منظور، ایجنت مبارز شش رو میفرستن که یک سیاره ناشناخته رو بگرده و در این راه، با دشمنانی روی آن سیاره به اسم "ارتش رهبر شیطانی" مقابله میکنه.
ایپک زنی است که زندگی خودش رو وقف خونوادش کرده و در نتیجه یه سری اتفاقات که زندگیشو از بنیان متزلزل میکنه، در اداره پلیس بعنوان یک روانشناس شروع به کار میکنه. علاقه ی مادرزادی و شدید ایپک به مسائل پلیسی باعث میشه مدام با شاهین کارا، سرکمیسر شعبه جنایی رو در رو بشه. “بلای جونم” ماجراهای کل کل های این دو شخصیت کاملا متضاد و داستان های پلیسی اون ها رو به تصویر میکشه…
این سریال داستان اصیلی داره و دانشمند نابغه ای به نام «می کامینو» و مهندسی به نام «یون آریکاوا» رو به تصویر میکشه که این دو و همکارانشون تهدید بیسابقهای دریافت میکنن. وقتی این تهدید از اعماق بیرون میاد تنها یون، می و همکاراشون میتونن از پس از تهدید گودزیلا در نقطهای به خصوص بر بیان!
وقتی یه اژدها نتونه مطابق استانداردهای ترسناک بودن عمل کنه، خانوادش اونو طرد میکنن. اون سفرش رو برای پیدا کردن خونه جدید شروع میکنه ولی چیزی نمیگذره که متوجه میشه که زندگی به صورت یک مسافر برای یه موجود افسانه ای ترسو اصلا مناسب نیست. در یک دنیای خیالی پر از الفها، دورفها و موجودات افسانهای دیگه، جایی که همه یه بخشی از وجودش رو میخوان به معنای واقعی کلمه ناامیدی برای پیدا کردن خونه وارد مرحله جدیدی میشه.
جومونگ وقتی متوجه میشه که برادران ناتنیش قصد کشتن و از صحنه خارج کردن اون رو دارند تلاش می کنه که انتظارات و پدر و مادرش ( شاه و ملکه دوم ) رو برآورده کنه و شروع به ساختن خودش می کنه تا جایی که مهارت هاش در هنرهای رزمی و استراتژی های ذهنیش در بالاترین حد ممکن قرار می گیره ولی پرنس جومونگ هنوز تشنه یادگیری هست . اما درست در این زمان پرنس متوجه رازی خانوادگی میشه که خیلی چیزهارو عوض می کنه و جومونگ رو در راهی قرار می ده که بازگشتی نداره .این سریال داستان جومونگ موسس امپراتوری گوگوریو در ۳۷ سال قبل از میلاد مسیح است.او پسر ژنرال« هائه موسو» و «بانو یوهوا»بود .پادشاه «گوم وا» سرپرستی جومانگ و مادرش را پس از قتل پدر جومانگ برعهده گرفت که گمان می رفت به دست سلسله «هان» به قتل رسیده است.«سوه ساه نو» دختر یک بازرگان بود که به جومانگ در تحقق رویایش در جهت بنیانگذاری یک کشور جدید کمک کرد و بعدها همسر دوم او شد...
هوجون یک ستاره و آیدل بسیار مشهور است و از طرفی گئون یانگ خبرنگاری است که برای یک مجله خبری کار میکند . روزی گئون یانگ تصمیم میگیرد برای نوشتن یک مقاله خبری در مراسم افتتاحیه ی یک کلاب شرکت کند . در طول مراسم این خبرنگار شاهد رفتار خشونت آمیز ستاره ی معروف یعنی هوجون شده و همه چیز از اینجا آغاز میشود …
نو هی اوه (Jung Woo) یک کاراگاه در بخش جرایم خشن است. او فکر میکند زندگی خیلی خوبی دارد. یک حادثه باعث می شود او به یک شخص “دیوانه” تبدیل شود که نمی تواند عصبانیت خود را در هیچ چیزی کنترل کند. او در تلاش است تا به وضعیت قبلی خود برگردد اما در این مدت، با شخص دیوانه دیگری به نام لی مین کیونگ (Oh Yeon Seo) درگیر می شود…
Bokura wa Minna Kawai-sou ایپدر و مادر Usa به آمریکا رفتند و اون حالا دوران دبیرستان خودشو تو ژاپن میگذرونه جایی که تو مدرسش یکی از زیباترین دخترهایی که تا به حال دیده ملاقات میکنه اما وقتی به سراغ خونه ای میره که قراره توش زندگی کنه متوجه میشه یه هم اتاقی با عادت های عجیب و غریب نصیبش شده به همین خاطر هم تصمیم میگیره با تمام توان از اونجا فرار کنه که دم در همون دختر زیبا رو میبینه که اتفاقا در همون خونه هم زندگی میکنه اون موقع بود که Usa با خودش فکر کرد”این حتما یه نقشه است!!؟”
سقف های شیشه ای، رقابت شیرین و خشن لیلا، دختر جوانی که با تلاش خود در زندگی تجاری خود پا به عرصه وجود گذاشته و جم که از یک خانواده معتبر است و به راحتی هر آنچه را که می خواهد بدست می آورد و بسیاری از درها صرفا بخاطر مرد بودنش به راحتی به رویش باز می شوند، بیان میشود. این داستان حول مضامینی همچون انتقام، عشق و رقابت میچرخد.
فرات آشپزی که سرش تو کار خودشه و یه روز تصمیم میگیره یه درس حسابی به مربی زندگی (کوچینگ فردی) که خودشو دکتر عشق معرفی میکنه بده، چون با سرنوشتش بازی کرده بود. فرات که با عصبانیت راهی این مسیر شد، چشم باز کرد و دید در یه رستوران فرانسوی است و چون قبلا هم سرآشپز خوبی در یه رستوران فرانسوی بود با علاقه شروع به کارش میکنه و در این حین عاشق صاحب رستوران، ناز سویلوئر که دختر بسیار زیبایی بود میشه. فرات که یه جادوگر آشپزی حساب میشد که با ترکیب غذاهای غربی و شرقی همه رو شگفت زده میکرد متوجه میشود که تنها دستورالعملی که در دفترش نیست، طرز تهیه ی عشق است.
وقتی عاشق یکی شدی، دیگه نمیتونی جلوی عشقتو بگیری. یک برخورد عجیب باعث آشنایی آماکوسا ریو ، یک تاجر با مشخصات عالی که جلوی زنا وا میده، و دوست صمیمی خواهر دبیرستانیش ، آریما ایچیکا میشه. از اونجا دیوانه وار عاشق میشه. از طرفی ، آماکوسا تقریباً با روش های خیلی مستقیم به اون نزدیک میشه، در حالی که آریما از این کارا بدش میاد و خیلی بی پرده بهش بی احترامی میکنه... آماکوسا هم این کارو یه جور ابراز عشق برداشت میکنه. این ماجرا یه کمدی عاشقانه درباره ی یه کارمند زبده ی پیچیده و یه دختر دبیرستانی اوتاکوی معمولیه...
هیکارو ایکیوچی در یک شرکت دیزاین مشغول به کاره اون با همکارش کوتا اوکوکاوا نامزد شده، اما اون، ناگهان دوست پسر سابق هیکارو که یکدفعه ناپدید شده بود روبرو میشه.
خانواده لی چانگ جن در جریان حادثه دروازه ژوانو توسط لی شی مین، امپراطور تانگ به قتل می رسند. او با لباس شخصی و به امید اینکه ارتش انتقام مرگ خانواده اش را از لی شی مین بگیرد راهی استان شو میشود و در آنجا ….