پرتره ای از سوپراستار رقص ناتالیا اوسیپووا با دسترسی منحصر به فرد به اتاق های تمرین باله سلطنتی با پروژه های رقص معاصر ناتالیا، تا نگاهی بی نظیر به زندگی کاری یک هنرمند بزرگ رقص بدهد...
فیلمبرداری در کانادا، ایران و آمریکا، رازهای سطح: چشم انداز ریاضی مریم میرزاخانی به بررسی زندگی و کار ریاضی مریم میرزاخانی، یک ایرانی مهاجر به آمریکا می پردازد که در رشته خود به یک سوپراستار تبدیل شد. او در سال 2014 هم اولین زن و هم اولین ایرانی بود که برنده بالاترین جایزه ریاضی شد.
یک نهضت در سال 1898 منجر به مرگ “شش قهرمان” شد.هوو یوان جیا ، که پر از شور وطن پرستانه بود ، مشتاق شرکت در این نهضت بود. با این حال ، او در دام دشمنان افتاده و فقط می تواند مرگ قهرمانان کشور را تماشا کند. چندی نگذشت که چین مورد حمله دشمن قرار گرفت...
پس از جنگ داخلی آمریکا، کشور امریکا به سوی غرب توسعه یافته و سبب از بین رفتن آخرین سرزمینهای آزاد برای سرگردانی سرزمینیهای بومی آمریکایی میشود. این برنامه تمرکز ویژهای روی ژنرال جورج آ. کاستر و نبرد لیتل بایهورن و نمایش وحشی غرب وایلد وست کودی میکند...
در اکتبر 2016 نبرد برای موصل، پایتخت خودخوانده داعش در شمال عراق، آغاز شد.برنارد هانری لوی و تیمش یگان های کرد و لشکر طلایی ویژه عراق را دنبال می کنند. خیابان به خیابان با هم می جنگند تا این شهر دو میلیونی را به دست آورند...
وقتی مایک دی گروی، کاوشگر و فیلمساز اقیانوس به طور غیرمنتظره ای در یک تصادف جان خود را از دست می دهد، همسرش برای ساخت فیلم به اتاق تدوین باز می گردد...
آندره ریو، رهبر ارکستر مشهور، هفتادمین سالگرد تولدش را با جشنی بزرگ و کنسرتی برگزار میکند که شامل بخشهایی از اجراهای برجستهاش در سراسر جهان است. او همچنین در این رویداد دربارهی زندگی و موسیقیاش سخن میگوید.
رزمیکار حرفهای هنرهای ترکیبی، تهسونگ، به دلیل مصدومیت ناشی از درگیری با دوستش، از مسابقات یو اف سی کنار گذاشته میشود. خواهر دوستش، هاینا، او را به بازگشت تشویق میکند و اطلاع میدهد که مصدومکنندهاش قهرمان یک سایت قمار غیرقانونی مبارزات خیابانی است. تهسونگ برای انتقام وارد این سایت میشود و با استقبال کاربران مواجه میگردد. در نهایت، او و قهرمان موجود برای تعیین قهرمان واقعی به مبارزه میپردازند.
این مجموعه جدید از داستانهای ترسناک آمریکایی، شش روایت دلهرهآور را در بر میگیرد که در هر کدام، با شخصیتها و موجودات ترسناکی چون قاتلان روانی، هیولاهای گلی، مرد مایلو، و موجودی ناشناخته در جنگل روبرو میشویم.
حدود 20000 نوجوان نازی در سال 1944 با نیروهای متفقین روبرو می شوند. لشکر 12 اس اس پانزر علیرغم سن کم خود، رعب و وحشت و ویرانی را در مسیر خود به کار می برند ...
سرگذشت این گروه موسیقی در طول چهار دهه فعالیت هنریشان، از طریق هفت آلبومشان بازگو میشود. هر آلبوم، پرده از فصلی پرکشش در سیر تحول این گروه برمیدارد.
یک دامپزشک روانی و یک کارآگاه برای کشف پروندههای شهری کوچک به نیروهایشان میپیوندند - اما مهارتهای آنها زمانی آزمایش میشود که راز قاتل زنجیرهای را کشف کنند.
تناسخ در دنیایی دیگر با وعده یک قدرت "فریبنده" یک چیز است... اما اینکه در کودکی دوباره به دنیا بیایید و بعد از اینکه والدین سلطنتی تان فکر می کنند شما ناتوان هستید مرده را ترک کنید؟ این کاملاً یک چیز دیگر است! اکنون راینهارت تازه متولد شده - یا هارت به دوستان جدیدش - باید راه خود را در دنیای خطرناکی بیابد... اما خوشبختانه او جادویی دارد که به معنای واقعی کلمه از نمودارها خارج شده است!
آینده اینجاست و گونه جدیدی در میان مردم زندگی می کند: انسان نماها. این موجودات روباتیک مانند انسان بسیار حساس هستند و از بیماری های منحصر به فردی رنج می برند. خوشبختانه، دکتر هیکارو سودو می تواند کمک کند. او قول میدهد که انساننماها را حتی با وسایلی که ممکن است غیرقانونی تلقی شوند، درمان کند و باعث شود زندگی دوگانهای داشته باشد. اما زمانی که بیماری های عجیب به دلیل این همزیستی پدیدار می شوند، خطوط اخلاقی تار می شود.
در گذشته دور، هیولاها به برخی از مقامات منتخب توانایی کنترل پنج عنصر را می دادند. اما برای این کار، باید از کوه های مه آلود خطرناک عبور می کردند. این داستان ماجراجویی یکی از این مقامات منتخب را دنبال می کند که در تلاش است این توانایی را به دست آورد.
مستندی درباره باشگاه فوتبال نیوکاسل یونایتد یکی از سنتیترین باشگاههای فوتبال سطح بالای انگلستان که به داشتن یکی از بهترین فضاهای استادیوم در این کشور معروف است.
پادشاه جانوران و شیاطین مرتباً قربانی های زن را برای خوردن می پذیرد تا تسلط مردم خود را بر نژاد بشر تثبیت کند. با این حال، برای قربانی نود و نهم، دختر انسانی که به پایتخت، ساریفی آورده شد، پادشاه هیولا را مجذوب خود می کند. در واقع، او نه از او و نه از هیچ جانور دیگری نمی ترسد و حتی بدون التماس و گریه مرگ او را می پذیرد، زیرا در صورت آزادی نه خانه دارد و نه خانواده ای که به آنجا برگردد. پادشاه او را جذاب می یابد و به او اجازه می دهد با وجود انسان بودن، به عنوان همسرش در کنار او بماند. این داستان چگونگی تبدیل شدن ساریفی به ملکه شیاطین و جانوران است.
در گرنبل کینگدام، یه شهربازی متروکه، شیکی تمام عمر خودشو لا به لای دستگاه ها سپری کرده. اما یک روز، ربکا و گربه ـش، هپی، جلوی شهربازی ظاهر میشن. این تازه واردا نمیدونن که این اولین باریه که گرنبل توی این صد سال بازدیدکننده های انسان به خودش دیده! در حالی که شیکی به دنبال پیدا کردن دوست جدیده، همسایه های سابقش منتظر یه فرصتن تا یه شورش رباتی به راه بندازن... و وقتی که اونجا برای شیکی خیلی نا امن میشه، اون باید به ربکا و گربش بپیونده و با بشقاب پرندشون به یه کهکشان بی حد و مرز فرار کنه.
این سریال سه اپیزودی به کارگردانی و نویسندگی پتریک گراهام داستان یک زندانی است که به یک مرکز دورافتاده بازجویی نظامی وارد میشود و بازی بازجویان را با افشاگری از ترسناکترین رازهایشان به هم می ریزد، ماجرایی که رگه هایی از عناصر ماوراء الطبیعی هم در خود دارد.
آیانو وارث خاندان کانناگی است. کازوما، پسر عموی آیانو، پس از شکست در مبارزه با او، از خاندان اخراج میشود. او فرار میکند و نام خانوادگی خود را تغییر میدهد. کازوما با روح باد قرارداد میبندد و به یک کاربر قدرتمند باد تبدیل میشود. چهار سال بعد، او به خاندان کانناگی بازمیگردد. قتلهای اخیر در خاندان کانناگی توسط یک کاربر باد قدرتمند انجام میشود. کازوما ادعای بیگناهی میکند، اما در حال آماده شدن برای جنگ با خاندان کانناگی است.
هو فنگچی، یک جوان بیخانمان، شاهد قتل وحشیانه خانوادهاش توسط هموطنان خود بود. او به تمرینات رزمی پرداخت تا روزی بتواند انتقام خانوادهاش را بگیرد. او با یک فن و نام مکانی که سرنخهایی از دشمن را نشان میداد، به راه انتقامجویی قدم گذاشت.
ژاپن ممکن است پر از هیولاهای مرموز به نام یااکاشی باشد، اما آنها یک نیروی نینجا جن گیر ویژه برای مقابله با تهدید دارند! نینجا جن گیر جوان ماتسوری روزهای خود را با یاکاشی می گذراند تا از دوست دوران کودکی اش سوزو محافظت کند. اما وقتی یک گربه یاکاشی به نام شیروگان ظاهر می شود، همه چیز برعکس می شود!
واتارو ساجو، دانش آموز دبیرستانی، عاشق همکلاسی زیبایش، آیکا ناتسوکاوا است. آیکا او را مزاحم می داند، اما واتارو هر روز در رویای عشق متقابل اوست. اما یک روز، او ناگهان از این رویا بیدار می شود و تصمیم می گیرد از آیکا دوری کند. اما این تصمیم او، آیکا را آشفته می کند.
کومورا (Komura) در سال تحصیلی جدید، همکلاسی جدیدی به نام می (Mie)، دختری عینکی، پیدا میکند. او خیلی زود به می (Mie) علاقهمند میشود، اما از اینکه در کنار دختری که دوست دارد قرار بگیرد، دچار استرس میشود.