دو نوجوان دبیرستانی معمولی تصمیم میگیرند در آخرین جشن بزرگ قبل از هزاره جدید، یعنی شب سال نو ۱۹۹۹، به طور غیرمنتظرهای وارد مهمانی شوند. وقتی ساعت ۱۲ شب میشود، شب حتی دیوانهوارتر از چیزی میشود که آنها تصور میکردند.
وقتی اندی مکنری، معاون بانک که بسیار نگران است، متوجه میشود که نوزاد دخترش گم شده است، مجبور میشود برای نجات دخترش قبل از اینکه برای همیشه ناپدید شود، دستورهای یک صدای مرموز را که از یک مانیتور کودک میآید، دنبال کند.
مجموعهای از سرقتهای متعدد از بانکها و خودروها، ساکنان مناطق شمال غربی اقیانوس آرام را به شدت نگران کرده است. یک مامور ویژه افبیآی به تنهایی بر این باور است که این جرایم سازمانیافته، ریشه در انگیزههای مالی نداشته و در واقع کار گروهی از تروریستهای داخلی خطرناک است.
یک مسافر ناشناس با تهدید، مامور امنیتی فرودگاه را وادار میکند تا یک بسته خطرناک را به صورت غیرقانونی وارد هواپیما کند.
یک جوان و نامزدش با سفر به زادگاه روستایی جوان، وارد ماجرایی پر از پیچیدگی و تنش میشوند. انتظاراتی که از آنها میرود و تفاوتهای فرهنگی، باعث ایجاد مشکلاتی میشود که آینده رابطه آنها را تهدید میکند.
داستان، روایت زندگی دختری به نام مریم است که به دلیل بارداریای خارقالعاده مورد طرد قرار میگیرد. او پس از تولد فرزندش، برای نجات جان نوزادش مجبور به فرار میشود.
در سال 1985، بیل فارلون، پدری فداکار، اسرار آزاردهندهای را که در صومعه محلی پنهان شده بود، کشف میکند و حقایق تکاندهندهای را درباره خودش آشکار میسازد.
پدری مجرد و دو زن جوان، از امنیت خانههایشان خارج میشوند تا با موجودات هیولاوار روبرو شوند و جان پسری جوان را نجات دهند.
رونا که در لندن، زندگی پر فراز و نشیبی را تجربه کرده بود، اینک در تلاش است تا زخمهای روحی گذشته را التیام بخشد. او برای یافتن آرامش، به زادگاهش، جزایر اورکنی در اسکاتلند بازمیگردد. طبیعت بکر و زیبایی این جزایر، امیدوارکنندهترین پناهگاه برای او به نظر میرسد.
داستانهای گروهی از ساکنان لندن را در طول بمبارانهای شدید پایتخت بریتانیا در جنگ جهانی دوم دنبال کنید.