این داستان درباره زنی است که مادرش را به تازگی از دست داده و هنوز شدیداً به او وابسته است، تا جایی که گمان میکند میتواند با او حرف بزند. او تصمیم میگیرد تابستان را در خانهاش در کاداکس سپری کند تا به آرامش برسد.
در سال ۱۹۳۶، در مادرید، مرد جوانی به نام میگل گیلا یک زندگی آرام را با پدربزرگ و مادربزرگش در یک اتاق زیر شیروانی ساده میگذراند. با این حال، شروع جنگ داخلی سرنوشت او را تغییر میدهد.
ایزابل دانشجوی روزنامه نگاری است که به دلیل موقعیت کاری خود به اقامت در یک شهر ساحلی پذیرفته می شود. در طول اقامت خود، او یک آگهی ترحیم گمنام پیدا می کند که به لوسیا اختصاص یافته است...
یک زن معمار موفق که به همراه همسر و رئیسش ویکتور مدیرعامل یک شرکت مهم در بارسلونا زندگی میکند. اما زمانی که متوجه میشود ویکتور به عشقشان پایبند نیست به کنار خانواده اش بازمیگردد تا وضعیت روحی اش را بهبود ببخشد...
الکس به تازگی دچار ناامیدی عشقی شده است و با عصبانیت برای دوستش پیام صوتی می فرستد اما صدا توسط برونو دریافت می شود. این اشتباه منجر به ملاقات آنها می شود و آنچه به عنوان یک قرار شروع می شود اهمیت بیشتری پیدا می کند.
این مجموعه زندگی خارق العاده لئوناردو داوینچی را از طریق آثاری که باعث شهرت وی شده است، و داستان های مخفی در آن آثار، بازگو می کند و کم کم عذاب درونی مردی را که وسواسش برای رسیدن به کمال است را آشکار می کند.
روزی که سه خورشید و سه قمر هم تراز هم قرار گرفتند بر روی آیدون ، اشران ، نکرومنسر ، قدرت را به دست گرفتند و سلطنت وحشیانهی مارهای در حال پرواز را امکان پذیر کرده است.
داستان ازجایی شروع میشود که والدین یک پسر جوان از او میخواهند که برای ملاقات نامزدش به مکزیک برگردد. او همراه با لازارو که یک رقاص باله مرموز است به آنجا برمیگردد.