لورا “دمی مور” خود را وقف کارش میکند تا بتواند روزی به عنوان اولین مدیر ارشد زن شرکتی که در آن کار می کند منصوب شود. پس از بروز بحران مدیران ارشد قصداخراج او را دارند اما هابز “مایکل کین” نظافت چی ساختمان، لورا را مطلع کرده و نقشه ای برای سرقت از شرکت را با او در میان میگذارد...
در شهر لندن و در یک رستوران روسی یک باند مافیای روسی فعالیت می کند. ریاست این گروه بر عهده «سیمون» و پسر کله شقش «کریل» است. راننده کریل، «نیکلای» خود را به همه افراد ثابت می کند و تنها شرطی که باید بپذیرد فراموشی خانواده است گرچه خود او هم از این بابت ناراحت نیست زیرا نسبت به پدر و مادرش هیچ احساسی ندارد. نیکلای مرموزی که حتی خود کریل هم او را درست نمی شناسد، به سادگی دشمنان خانواده جدیدش را از بین می برد و پله های ترقی را طی می کند، هرچند که هیچ کس هویت واقعی او را نمی داند…
"لاورنس" کارمند تنهای دولتی است که عاشق "جینا" زنی جوان و مرموز می شود.او "جینا" را برای اجلاس جی8 به خارج کشور می برد اما رابطه آنها توسط تعهدات کاری "لاورنس" تهدید می شود و...
تری در لحظه ای که اصلاً انتظارش را ندارد ازسوی شوهرش ترک می شود. این اتفاق باعث می شود تا او به الکل پناه ببرد. در همسایگی آنها دنی دیویس زندگی می کند که قبلاً بازیگر مشهور بیس بال بوده و بنا به دلایلی ورزش را رها کرده و در یک ایستگاه رادیویی مجری گری می کند. او نیز تنها و الکلی است و این نقاط مشترک باعث می شود که تری و دنی به زودی با هم احساس نزدیکی کنند...
کاترین ترمل به همراه ورزشکاری مشهور با اتومبیل به درون دریاچه سقوط می کند. کاترین نجات پیدا می کند، اما ورزشکار که تحت تاثیر مواد مخدر و مشروب قرار دارد می میرد. کارآگاه واشبورن که با سوابق کاترین ترمل آشنایی دارد، او را مسئول مرگ ورزشکار می داند…