الکس فونگ در اطراف گانگسترها می چرخد، دوست دخترش را با بی میلی به تعهد تحت فشار قرار می دهد و وقتی پدرش (کو فنگ) به مشکل می خورد، سرخورده می شود. مون لی خواهرش است که او نیز پلیسی است که در همان ایستگاه پدرش کار می کند و نمی تواند برادر و سبک زندگی او را تحمل کند. زمانی که پدر آنها با خونسردی توسط یک قاتل اجیر شده (بیلی چاو) به قتل می رسد، مون لی قول می دهد که انتقام مرگ او را بگیرد...
وقتی گروهی از نوجوان به کمک دوستی که مجبور به تنفروشی شده است میروند، عدهای بسیار خطرناک را عصبانی میکنند. با کمک یک پلیس شورشی، جنگی خونین آغاز میشود که عواقب غمانگیزی به دنبال دارد.
یک کیک بوکسور در رینگ توسط یک حریف کثیف که برای یک سندیکا کار می کند کشته می شود. خواهر کیک بوکسور مرده قول انتقام می بندد که هم با کیک بوکسور کثیف و هم با سندیکای جنایتکار روبرو شود...
یک آدمکش حرفهای که از کودکی برای تبدیل شدن به یک قاتل بینقص آموزش دیده، در حین انجام مأموریتی در تایلند حافظهاش را از دست میدهد و در نهایت تحت مراقبت یک پلیس زن بازنشسته شوخطبع و شریک بوکسورش قرار میگیرد.
یک کارآگاه پلیس در هنگ کنگ در حال تحقیق در مورد قاچاق اسلحه است که با فساد و جنایت روبرو میشود. وقتی یک قاچاقچی بیرحم دختر دو افسر امنیتی را میرباید، ماجرا پیچیدهتر شده و کارآگاه باید برای نجات دختران و دستگیری مجرمان تلاش کند.
مراسم تدفین ریش سفید یک روستا با زنده شدن جسد و تبدیل شدن به یک خونآشام به هم می ریزد. در این بین یک کشیش تائو به همراه دو شاگردش قصد دارند جلوی این فاجعه را بگیرند...